تبليغاتX
تاریخ و سیاست در 30 نما

 

 

 

 

ژانر : جنگی ، حادثه ای

 

مدت : 145 دقیقه

 

بازیگران :

 

اورلاندو بلوم –اوا گرین –دیوید تولیس- پرندان گلیسون مارتون سوکاس – لیام نیسن غسان مسعود- جرمی آیرونز.

 

 

رایدلی اسکات : متولد 30 نوامبر 1937 در انگلستان.

 

 

 

 

 

برخی از آثار رایدلی عبارتند از :

 

1- گنگستر آمریکایی ( 2007 )

 

2-یک سال خوب (2006 )

 

3- پادشاه بهشت (2005 )

 

4- سقوط شاهین سیاه ( 2001 )

 

5- هانیبال ( 2001 ) 

                                                  

6- گلادیاتور ( 2000 ) 

                                  

7-  G.I-gane ( 1997 )

 

8- توفان سفید ( 1996 )

 

9-  تلما و لویز ( 1991 )

 

10-باران سیاه ( 1998 )

 

11- افسانه ( 1985 )

 

12- Blade runner ( 1982 )

 

13- بیگانه ( 1979 ) 

 

 

 

ریدلی اسکات ( Ridley Scott ) کارگردان کهنه کاری است و در هر زمینه ای طبع آزمایی کرده است. کارنامه قابل اعتنای او با دوئل کنندگا The Duellistsن و بیگانه ( Alien ) آغاز می شود ، در دهه هشتاد اوجی چون Blade Runner را به خود می بیند و در دهه نود به فیلم فمینیستی تلما و لوئیز  ، سرباز جین  و گلادیاتور  می رسد. فیلم های بیگانه ، Blade Runner و تلما و لوئیز هر کدام امروزه در میان کلاسیک های گونه خود قرار می گیرند ، اما آن چه در سال های اخیر باعث شده تا نام اسکات بر سر زبان ها بیفتد ، سعی وی برای احیای ژانر مرده حماسی/ تاریخی است که با گلادیاتور آن را آغاز کرده و اینک به سلطنت آسمانی  ( استعاره از بهشت ) رسیده است.

 

سلطنت آسمانی ظاهری کلاسیک دارد و بیراه نیست اگر به زودی با فیلم های حماسی / تاریخی اسپارتاکوس و بن هور مقایسه شود. قصه پیرامون قهرمان جوانی شکل می گیرد که در طول سفری درونی و بیرونی به مقام فرماندهی می رسد و با عشق ، وظیفه و نبرد برای ایده آلی مقدس آشنا می شود. اصرار فیلمنامه نویس و کارگردان در انتساب او به دوران تاریخی خاص از جهت سیاسی اجتماعی نیز بر این شباهت ها می افزاید. اما فراموش نکنیم که گلادیاتور او در مقام مقایسه با شجاع دل ( Braveheart ) مل گیبسون ( Mel Gibson ) ویژگی خاصی داشت که به بالیان نیز به ارث رسیده است و آن فاصله میان او و تماشاگران است که همواره حفظ می شود.

 

منبع : وبلاگ موج نو با ویرایش وبلاگ http://www.cinenuts.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 15:0  توسط سروش  | 

خلاصه داستان:

 

 

 

اروپا در قرن دوازدهم. آهنگر جوانی به نام بالیان که پس از خودکشی همسرش ایمان خود را از دست داده ، با ورود چند جنگجوی صلیبی به دهکده ، با پدرش گادفری آشنا می شود. بالیان که تا آن لحظه از وجود پدرش اطلاع نداشته ، پیشنهاد او مبنی بر رفتن به بیت المقدس را رد می کند. اما پس از مدتی کوتاه به دلیل کشتن راهبی سنگدل ، به دنبال پدرش به راه می افتد. در طول راه شیوه های شمشیرزنی و شوالیه گری را از پدر و همراهانش می آموزد. گادفری در نبردی برای رهانیدن بالیان از چنگ مامورین حکومتی زخمی می شود و از او می خواهد در صورت مرگش جان و شمشیر خود را در راه حمایت از بالدوین چهارم ، حاکم بیت المقدس وقف کند. بالیان می پذیرد و پس از رسیدن به قدس و مرگ پدر جایگاه و عنوان او را در دربار بالدوین صاحب می شود. دربار پر از توطئه های کسانی چون گای دو لوزینان است که چشم به ازدواج با سایبلیا ، خواهر بالدوین و تصاحب تاج و تخت او دارد و برای رسیدن به مقصود از به راه انداختن جنگ میان مسلمانان و مسیحیان نیز ابایی ندارد. سایبلیا و بالیان عاشق یکدیگر می شوند و این امر آتش کینه را در دل گای می افروزد. سرانجام توطئه های او و رینالد به سرانجام می رسد و با کشته شدن خواهر صلاح الدین ایوبی ، ارتش مسلمانان بیت المقدس را محاصره می کنند. حال بالیان باید به وظیفه خود نسبت به بالدوین در دفاع از شهر عمل کند ...

 

منبع خلاصه داستان :  http://www.cinenuts.coml

 

نظر شخصی پیرامون فیلم  پادشاهی آسمان ( بهشت )

 

 

فیلم مذکور به نظر بنده همان طوری که خود رایدلی اسکات گفته است ، فیلم سعی کرده است که بی طرف بوده و طبق همان چیزی که در تاریخ است پیش رود ولی کاملا به هدف خود نرسیده است و گاهی به عمد یا غیر عمد جبهه مسلمانان را زیر سوال می برد. به طور مثال در صحنه ای از فیلم ما می بینیم که صلاح الدین و افرادش به وسیله منجنیق های بزرگ خود شهر اورشلیم را بمباران می کند . درست است که این کار یکی از راههای جنگی می باشد ولی مطمئنا بمباران یک شهر مذهبی که مورد احترام هر دو جبهه می باشد عمل خوبی نیست و در شرایطی که حرم ائمه ما چند سالی است که بمباران می شوند ایجاد این چنین صحنه ای در فیلم با استفاده از حداکثر تجهیزات هالیوود برای انسان جای سوال ایجاد می کند.   

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 13:51  توسط سروش  | 

 

     یادداشت ریدلی اسكات بر آخرین فیلمش"قلمرو بهشت"؛ احترام به حریف

 

زمانی كه ریدلی اسكات اعلام كرد قصد دارد فیلمی پیرامون جنگهای صلیبی بسازد، بسیاری از هالیوود نشینان و افراد صاحب نظر عرصه سینما گمان بردند كه وی به احتمال زیاد عقلش را از دست داده است، چون همگان مطمئن بودند كه ساخت فیلمی پیرامون این موضوع و نمایش شكست مسیحیان در برابر مسلمانان خیلی به مزاق تماشاگران مسیحی كنونی كه آثاری همانند"مصایب مسیح" را می پسندند، خوش نخواهد آمد و فیلم هیچ توفیقی برای كارگردان و تهیه كننده آن به بار نخواهد آورد، اما در عمل و هنگام اكران فیلم، تمامی پیش بینیها نقش بر آب شد و"قلمرو بهشت" چند هفته صدرنشین جدول آثار پرفروش شد و تنها اكران آخرین قسمت فیلم"جنگ ستارگان" آن را از صدر آثار پر فروش به پایین كشید. داستان فیلم در سال 1184 آغاز می شود و بالیان(اورلاندو بلوم) سوگوار مرگ همسر و فرزندش است. در همین ایام تیره و غم بار است كه بارون گادفری(لیام نیسون) در زندگی بالیان ظاهر می شود و می گوید كه او تنها پسرش است. مرد جوان تصمیم می گیرد كه همراه پدر به بیت المقدس سفر كرده و برای آمرزش گناهان خود و همسرش(كه دست به خودكشی زده و از نظر كلیسای كاتولیك ملعون و دوزخی محسوب می شود) دعا كند. در طول راه براثر یك درگیری، گادفری به سختی مجروح می شود و پیش از آن كه از پای در آید بالیان را به نزدخود می خواند و او را به رتبه شوالیه گری رسانده و عنوان خود، بارون ایبلین، را به وی می بخشد.

 

 

چند ماه بعد بالیان پس از مصایب بسیار به بیت المقدس می رسد و به صف حامیان شاه بالدوین چهارم(ادوارد نورتون) و مارشال بیت المقدس، تیبریاس(آیرونز) می پیوندد. در همین حال، صلاح الدین ایوبی(غسان مسعود) فرمانده سپاه مسلمانان با لشكری 200 هزار نفره در حال بازگشت به بیت المقدس است تا این مكان مقدس را از مسیحیانی كه به مدت 100 سال آن را در اشغال داشتند، باز پس بگیرد. اسكات یكی از كارگردانهای بزرگ و نامی عصر ماست و آثار قوی و تأثیرگذاری همانند "گلادیاتور"، "بلیدرانر" و "سقوط بلك هاك" را در پرونده خویش دارد و هیچ گاه به عنوان یك فیلمساز سیاسی شناخته نشده است. او در"قلمرو بهشت" سعی در ارایه تجربه بصری متفاوتی نسبت به آثار مشابه قبلی خود داشته است. "قلمرو بهشت" یكی از آن آثار جنگی پر زد و خورد نیست كه سازندگانشان عقیده دارند نمایش صحنه های پر تحرك و سرشار از خون و خونریزی پاسخ تمامی سؤالات است، بلكه برعكس، این فیلم مرثیه ای است بر صلحی كه دیری نپایید.

 

ریدلی اسكات، در این یادداشت كه برای روزنامه گاردین نوشته اشاره كرده است كه بهانه ساخت این فیلم برای او، چیزی نبوده جز حادثه یازده سپتامبر، دیدن فیلمهای دیویدلین و بازیهای دوران كودكی اش. این بهانه های كوچك، دلیلی برای ساخت فیلمی بزرگ چون"قلمرو بهشت" بوده است، فیلمی كه با استقبال بی نظیر جامعه مسلمانان آمریكا روبرو شده و البته دامنه این استقبال به خارج از مرزهای آمریكا یعنی كشورهای اسلامی و عربی نیز كشیده شده است، اگر چه از سویی خشم بعضی از محافل تندروی مسیحی را نیز برانگیخته است. ریدلی اسكات خود در واكنش به این موضوع گفته است كه هیچ نیتی جز وفاداری به حقیقت ثبت شده در تاریخ نداشته است.

 

كسانی كه به تماشای فیلم"قلمرو بهشت" می آیند پی به لحظه ای در تاریخ خواهند برد كه خوب شناخته نشده است. زمانی كه كسی به جنگهای صلیبی فكر می كند، معمولاً جنگهای منظم و پیوسته بین شوالیه ها و مسلمانان یا محاصره های طولانی مدت دژهای فراموش شده در ذهنش مجسم می شود.

 

ما با استفاده از هزاران نفر آدم(كه همگی آنها هم واقعی نیستند) و ادوات جنگی قرون وسطایی بسیار بزرگ(كه كاملاً واقعی اند) تصاویر باشكوه و تأثیرگذاری خلق كرده ایم.

 

برج ها و منجنیقهایی كه به دقت ساخته شده اند تا مطابق با ویژگیهای تاریخی آن دوران باشند. من برای به تصویر كشیدن آدمهای آن دوران به تحقیقات و حصول به جزییات دقیق پرداختم.

 

شما یك شرایط خاص را در قرنی خاص چگونه بازآفرینی می كنید؟ این بخشی از جذابیت شغل سینماست و اعتراف می كنم كه فوق العاده تحت تاثیر این ماشین آلات عجیب و غریب قرار گرفته ام كه اجسام سنگین را تا مسافتهای دور دست پرتاب می كنند.(شاید این به بلوط بازیهای دوران كودكی ام باز گردد. متاسفانه من خیلی اهل رقابت بودم و برای این كه شاه بلوط بسیار محكم شود آن را در داخل فر می پختم و بعد آن را با استفاده از واكس برق می انداختم. این طوری شاه بلوط براق و تازه به نظر می آمد. این موشك مهلك، همانند سنگ خارایی آویخته به یك ریسمان همیشه در دعواهای كودكانه همراهم بود.) منجنیقی كه برای این فیلم ساختیم اندكی شبیه به یك بلوط بازی عظیم و بسیار بزرگ بود، و مجهز به بازویی كه 56 فوت(17متر) حول محور خود می چرخید و می توانست تخته سنگی 100 پوندی(4/45 كیلوگرم) را حدود 400 یارد(حدود 400 متر) پرتاب كند.

 

 

 


 

در یك فیلم با مضمون جنگهای صلیبی، جنگها و درگیری میان طرفین تا اندازه ای قابل پیش بینی است، اما آن چه كه درباره این فیلم در خور توجه است این است كه داستان ما فرصتی فراهم آورده كه نه تنها جنگ، بلكه تلاش برای صلح نیز به تصویركشیده شود. همیشه كوشیده ام كه كاری حیرت انگیز انجام دهم. (به راستی مگر همین هدف هنر نمایش نیست؟) به همین خاطر به صحنه هایی كه شاید مردم عادی، جنگ و خون و خون ریزی را در آنها مسلم بپندارند، ما از زاویه ای متفاوت نزدیك شده ایم. دورانی كه من به آن پرداخته ام دوره كوتاه مدت آتش بس موقتی است كه بین جنگهای صلیبی دوم و سوم رخ داد. همیشه می خواستم كه فیلمی درباره شوالیه ها و قرون وسطی، و به خصوص جنگهای صلیبی بسازم. این فیلمنامه نویس ما، بیل موناهان بود كه ایده این دوران را ارایه كرد، زمانی كه این دو فرهنگ ،مسیحی و مسلمان،در صلح به سر می بردند. با وجودی كه این آتش بس، متزلزل و كوتاه بود از سوی دو رهبر استثنایی و برجسته حفظ شد:شاه بالدوین چهارم كه بر بخش مسیحی نشین بیت المقدس حكومت می كرد و امیر بزرگ مسلمان صلاح الدین ایوبی. آدم، با مطالعه گفت و گوهایی كه میان این دو انجام گرفته به ذهنش خطور می كند كه آنها آشكارا احترام بسیار زیادی برای هم قایل بوده اند. ما در صدد برآمدیم كه داستانی عالی از عصری فوق العاده و برجسته را روایت كنیم، نه این كه فیلمی مستند یا اثری بسازیم كه قصد دارد درس اخلاق بدهد یا تبلیغات كند. اما از آن جا كه موضوع ما رویارویی این دو تمدن است و ما اكنون در جهان پس از 11/9(یازدهم سپتامبر) زندگی می كنیم،"قلمرو بهشت" از آن منظر نگریسته خواهد شد. پس با احتیاط اصول و ارزشهایی كه در این داستان روایت می شوند را گزینش كردیم، و فیلم را با موقعیت مركزی دو فرماندهی آغاز كردیم كه می كوشند در حالی كه تا اندازه ای تحمل دیگری را می سنجند به وظیفه شان در برابر دیگران و مردم خود هم عمل كنند. علاوه بر آن، ارزشهای خاصی در شخصیت مركزی فیلم یعنی"بالیان" كه انسانی فطرتاً خوب و یك جستجوگر است، گنجانده شده. او دارای خصوصیاتی است كه از یك شوالیه گمان می رود، این گونه باشد:شجاع در نبرد و شریف در اخلاق و رفتار. او سفری سخت و وسوسه های گوناگونی را درست همانند قهرمانها متحمل می شود. اما خلق یك درام موفق نمی تواند فقط وابسته به طرح آرمانهایی والا باشد. كوشیده ایم درست همان گونه كه هستیم با كار روی بومی بزرگ مطمئن شوم كه تصویری قدرتمند از این شخصیت در درون این قاب وجود دارد. البته انجام این كار تا اندازه ای منوط به تجربه و همچنین داشتن همكارانی خوب است. الگوی من"دیوید لین" است كه شخصیت فیلمهایش هیچ گاه در جریان داستان فیلم گم نمی شوند. اما این پیش فرض بیشتر در داخل داستان رخ می دهد. مثل این كه برای شخصیتها چه اتفاقی می افتد و آنها چگونه نسبت به اتفاقات پیرامونشان واكنش نشان می دهند. تفكر قرون وسطایی بسیار با طرز تفكر ما تفاوت داشته است، تا سرحدی كه نمی توانیم امید داشته باشیم كه خودمان را با مردمان آن روزگار یكسان تلقی كنیم یا انگیزه هایشان را درك كنیم. من با این امر موافق نیستم. شاید آنها با چالشهای متفاوتی روبرو شده و با سطح خشونتی زندگی كرده باشند كه ما نتوانیم به هیچ وجه تصورش را بكنیم. اما با این حال، این امر مبنای تاریخی دارد، و بسیاری از حوزه های عاطفی این فیلم موقعیتهایی آشنا برای ماست. داستان با بالیان آغاز می شود، مردی كه هر چیزی كه ارزش زندگی دارد را از دست داده است. فرزندش می میرد و همسرش آن چنان افسرده می شود كه دست به خودكشی می زند، و از نظر كلیسا ملعون و دوزخی دانسته می شود و از خاكسپاری در زمین های مقدس(كلیسا) محروم می گردد. به همین خاطر بالینا انسانی است كه درباره ریشه های مذهبی خویش و این كه با زندگی اش چه بكند دچار سردرگمی و حیرانی مطلق می شود. انگیزه اش برای حضور در جنگهای صلیبی و عزیمت به بیت المقدس تنها بهانه ای برای رستگاری روحش است. اما همین سفر هم برای او نوعی رستگاری است او به دنبال آمرزش گناهان خویش است. به همین خاطر این سفر، سفری معنوی است و با نشان دادن این كه او نسبت به چالشهای تهدید كننده روح و زندگی چگونه واكنش نشان می دهد، اصالت و شرافت باطنی اش را به نمایش می گذارد. شوالیه گادفری مرد خوبی است، اما بیشتر، دنیا دوست است تا مذهبی. او از مرام و مكتبی سخن می گوید كه بر اساس اعمال صحیح و عقل سلیم است. چیزهایی كه این روزها بیشتر به درد انسان امروز می خورد. جرمی آیرونز در نقش"تبیریاس"، مشاور ارشد پادشاه، حضور دارد. مردی كه با تمامی وجود به دولتش خدمت كرده، اما بر اثر تلاشهایی كه برای حفظ صلح به خرج داده است، اینك خود را خسته و از پا افتاده می یابد. من از تماشاگران فیلمم می خواهم كه وقایع را از منظر و دیدگاه مسلمانان هم بنگرند و شیوه ای كه برای انجام این كار مورد استفاده قرار گرفته خلق شخصیتهایی قوی و چند بعدی در طرف مقابل است. به خصوص صلاح الدین ایوبی كه نقش او را"غسان مسعود"، هنر پیشه بسیار توانای سوری بازی كرده است. احساس كردم استفاده از هنرپیشه مسلمان برای ایفای شخصیتهای مسلمان مهم است. شما صلاح الدین را در لحظات خلوت و تنهایی می بینید؛ شاهد فرماندهی وی و این كه چگونه برای حفظ صلح تلاش می كند، هستید. او مردی است كه دارای حس قدرتمندی نسبت به سرنوشت خویش است. شاید كار خلق دنیایی ناشناخته، مكانی دوردست، زمانی خیلی دور یا هر چیز دیگر را با استفاده از ماهرترین فیلمسازان و بهترین فناوری موجود بتوان به نحوی عالی و شكوهمند به انجام رساند،اما باید مطمئن شوید كه در این دنیا مردمانی سكونت گزیده اند كه ما به زندگی و سرنوشتشان اهمیت می دهیم و داستان آنها چیزی برای گفتن به ما دارد. جنگهای صلیبی مجموعه حوادثی با شكوه و تراژدیك هستند كه هنوز هم روی دنیای امروز تأثیر دارند. امیدوارم كه با ساختن این فیلم در گشایش پنجره ای رو به آن زمان كاری را به انجام رسانیم كه این گونه عمل كند:احساساتمان را برانگیزد، روحمان را به تلاطم آورد و ناگهان ما را وادارد كه تفكر كنیم.

 

 منابع :

 

نوشته:رایدلی اسكات

 

برگردان:شهرام انوری

 

برگرفته از سایت :http://www.qudsdaily.com

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 13:49  توسط سروش  | 

 

سلطان صلاح الدین ایوبی: 532 هجری قمری - 17 صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و از دلاوران ایرانی و مسلمان جنگ‌های اسلامی با صلیبیون بود.

 

صلاح الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامراه از پدر و مادری کرد به دنیا آمد. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در مصرجانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر وشامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجازویمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمتهای زیادی از خاک فلسطین نمود. این سردار دلیر بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش امپراتوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.

افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ١٣٩٠ در اختیار خاندان ایوبی (ایوبیان) قرار داشت.

توان قدرت و خصوصیات جنگی و جوانمردی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه‌ای جهان اسلام درآورد به طوری که کردها از داشتن چنین فرزندی افتخار می‌‌کنند.

منبع: سایت ویکیپدیا

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 20:57  توسط سروش  | 

آغازجنگ‌های صلیبی

 

 

 

 

درسال 1095 میلادی جنگ‌های صلیبی میان مسلمانان ومسیحیان آغاز شد. جنگ‌های صلیبی به جنگ‌هایی گفته می‌شود که در آن مسیحیان برای رهایی بیت المقدس از دست مسلمانان در قرون یازده و دوازده میلادی بدان دست می‌‌یازیدند. نخستین کسی که لوای جنگ را برافراشت راهبی بنام پطرس از اهالی فرانسه بود. جنگ‌های صلیبی هشت جنگ است که در جنگ اول و چهارم هیچیک از پادشاهان اروپایی دخالت نداشتند و فقط نجبا و اصیل زادگان بودند که بر صلیبی ‌ها فرمانروایی می‌‌کردند. غیر از جنگ اول در باقی جنگ‌ها مسیحیان از مسلمانان شکست خوردند.

 

در سال 1095 میلادی پاپ اورین دوم همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم (بیت المقدس) واقع در فلسطین را اشغال کنند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. عده زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آنها که زنده ماندند در سال 1099 م بیت المقدس را تسخیر کردند. بین سالهای 1099 تا 1250 میلادی شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد ولی در هیچ یک از آنها صلیبیان موفقیتی به دست نیاورند.

 

سال‌شمار

 

1071 م

 

ترکان مسلمان سپاهیان مسیحی امپراتوری بیزانس را در «جنگ منزیکرت»، در ترکیه کنونی، شکست دادند. مسلمانان برای تسخیر مجدد سرزمین فلسطین به جنگ ادامه دادند و پیروز شدند. و مدتهای مدیدی بیت المقدس را در اختیار خود داشتند.

 

1095

 

در «کلرمون»، واقع در فرانسه، پاپ اورین دوم از مردان در خواست می‌کند تا سپاهی علیه ترکان مسلمان تشکیل دهند و شهر بیت المقدس (اورشلیم) را مجدداً تسخیر کنند.

 

آوریل 1096

 

یک راهب فرانسوی به نام پیتر هرمیت (پی یر معتکف) هزاران کشاورز را سازماندهی و فرماندهی کرد که بعدا به اسم سپاه صلیبی مردمی معروف شدند.

 

اگوست 1096

  

هنگامی که پیروان پیتر هرمیت که به اندازه کافی مجهز نبودند، به آسیای صغیر رسیدند از سوی ترکان مسلمان مورد هجوم قرار می‌‌گیرند. در همان سال، سپاهی از شوالیه‌ها و اشراف به‌عنوان اولین سپاه منظم صلیبی از «لوپویی» واقع در فرانسه، حرکت کردند.

 

ژوئن 1099

 

بعد از سفری خطرناک که حدود سه سال طول کشید، صلیبیان به نواحی اطراف بیت المقدس رسیدند.

 

ژوئیه 1099

 

بعد از محاصره‌ای کوتاه، صلیبیان بیت المقدس را تسخیر و اهالی شهر را قتل عام کردند. آنها مسلمانان و یهودیان را با هم کشتند. یهودیانی که در کنیسه‌های خود پناه گرفته بودند زنده زنده سوزانده شدند.

 

1119

 

صلیبیان شهرهای مسیحی نشین جدید در سرزمین مقدس بنا کردند. دو گروه شوالیه جدید به نامهای «تمپلار» و «هاسپتیالرز»، تشکیل داده شد. این شوالیه‌ها در عین حال راهب نیز بودند. آنها در مقابل حمله مسلمانان، از مهاجران مسیحی که به سرزمین مقدس می‌‌آمدند، محافظت می‌‌کردند.

 

1142

 

مهاجران از مسیحیان در سرزمین مقدس مستقر می‌شوند. آنها شروع به ساخت «قصر شوالیه ها» در سوریه کردند. انبارهای زیرزمینی این قصرهای با شکوه ذخیره غذایی و سلاح را برای یک محاصره پنج ساله در خود جای می‌‌دادند.

 

49- 1147

 

دومین گروه صلیبیان، به فرماندهی لوئی هفتم پادشاه فرانسه و کنرادسوم، پادشاه آلمان، برای تسخیر بیت المقدس حرکت کردند. بعد از شکست در تسخیر شهر مسلمان نشین دمشق، دومین جنگ صلیبی تمام شد.

 

1181

 

 

صلاح الدین ایوبی جنگجوی مسلمان پادشاه مصر می‌شود. او فرمانده نظامی بسیار ورزیده‌ای بود که سپاه اسلام را متحد کرد.

 

 1187

 

سپاه صلاح الدین نیروهای صلیبی را در «جنگ حطین» در هم کوبید. قصرها و پایگاههای صلیبی‌ها یکی پس از دیگری به دست صلاح الدین افتاد. او بیت المقدس را مجدداً تسخیر کرد.

 

92- 1189

 

سومین گروه صلیبیان به رهبری فلیپ دوم، انگلستان، در مقابل صلاح الدین قرار می‌‌گیرند و جلوی پیشروی او را می‌‌گیرند، اما نمی‌توانند بیت المقدس را اشغال کنند. یک قرارداد صلح که در ارصوف در ارض مقدس امضاء شد. تسلط صلیبیان را در طول سواحل تضمین کرد. به زائران اجازه داده شد تا از بیت المقدس (اورشلیم) دیدن کنند. ریچارد شیردل در راه بازگشت به انگلستان به‌وسیله دوک لئوپلد، فرمانروای اتریش، دستگیر و زندانی می‌شود. لئوپلد در ازای آزادی او باج هنگفتی طلب می‌کند.

 

1204

 

سپاهی که رهسپار چهارمین جنگ صلیبی گردید، هرگز به ارض مقدس نرسید، و به جای آن به قسطنطنیه حمله کرد. قسطنطینه پایتخت امپراتوری مسیحی بیزانس بود. صلیبیان شهر را غارت کردند و اهالی شهر را از دم تیغ شمشیرها گذراندند.

 

1212

 

در این سال یک پسر بچه چوپان به نام استفهان، در نزدیکی «واندوم» در مرکز فرانسه، یک سپاه صلیبی از بچه‌ها را به سمت بیت المقدس فرماندهی و راهنمایی کرد. او اعتقاد داشت که کودکان می‌توانند به جای زور از عشق برای شکست دادن مسلمانان استفاده کنند ودر حدود 30000 کودک از شهر «مارسی» در جنوب فرانسه، عازم بیت المقدس شدند. تعداد زیادی از کودکان در مسیر سفر جان دادند و بعضی از آنها به عنوان برده فروخته شدند. نتیجه جنگ صلیبی کودکان فاجعه بود.

 

22-1217

 

پنجمین سپاه صلیبی در تسخیر مصر ناکام می‌‌ماند.

 

 

 

29-1228

 

ششمین سپاه صلیبی، به رهبری امپراتور مقدس روم، فردریک دون، دوباره بیت المقدس را به عنوان بخشی از قرار داد موقت صلح با مسلمانان، اشغال می‌کند.

 

50- 1248

 

هفتمین سپاه صلیبی، به رهبری لوئی چهارم (سن لوئی) پادشاه فرانسه، به مصر حمله می‌کند. نتیجه این جنگ صلیبی که طی آن لوئی چهارم اسیر می‌گردد، فاجعه آمیز بود.

 

1291

 

مسلمانان شهر عکا، آخرین منطقه تحت نفوذ صلیبیان در ارض مقدس، را فتح می‌کنند. این پیروزی به جنگهای صلیبی پایان بخشید. صلیبیان با طعم زندگی مرفه و آسایش جدیدی که در سرزمین مقدس چشیده بودند از فلسطین به خانه هایشان در اروپا باز می‌‌گشتند.

 

 

 

 

 

آثار جنگ‌های صلیبی

 لوت (عود)

شوالیه‌هایی که از جنگ‌های صلیبی در خاور میانه باز می‌‌گشتند، ره آوردهای فراوانی را از سرزمینهای عربی با خود به اروپا آوردند که یکی از این ره آوردها ساز عود می‌‌باشد. موسیقی نواخته شده با ساز عود، در دبار پادشاهان قرون وسطی محبوبیت خاصی به دست آورد. آهنگ‌های عود روی سیمهای پنج جفتی سازعود نواخته می‌‌شد.

شکر و ادویه

در اروپای قرون وسطی، از عسل برای شیرین کردن غذاها و نوشیدنیها استفاده می‌‌کردند. صلیبیان نیشکر را به خانه بردند. قند و شکر به عنوان اشیاء گرانبها، در گنجینه‌ها نگهداری شد و فقط در مناسبتهای مخصوص مورد استفاده قرار می‌‌گرفت. صلیبیان همچنین ادویه جاتی مثل فلفل سیاه، دانه‌های خشخاش (تخم خشخاش)، سیر و همچنین میوه‌های خشک شده و لیمو را با خود به اروپا بردند. دولت شهر و نیز، در شمال ایتالیا، در زمینه واردات مواد غذایی جالب توجه و جدید از خاورمیانه شکوفایی خاصی پیدا کرده بود.

 بهداشت و طرز لباس پوشیدن

صلیبیان همچنین روی زندگی ثروتمندان قرون وسطی اثر گذاشتند. در گرمای سرزمین مقدس، صلیبیان لباسهای سبک تر و گشادتر پوشیدند و دمپایی به پا کردند. در آب و هوای داغ خاورمیانه سربازان مجبور بودند بیشتر خود را بشویند، که این کار با استفاده از صابونها و عطرهای محلی صورت می‌‌گرفت. هنگامی که آنها به خانه‌های خودشان در اروپا بازگشتند، عادت حمام کردن را ادامه دادند. آرایش موهای اروپایی هم از آرایش موهای مسلمانان تأثیر گرفت. اولین گروه صلیبیان موهای خود را کوتاه نگاه می‌‌داشتند تا کلاه خودهای خود را به راحتی بر سر بگذارند. صلیبیان بعدها به پیروی از شرقیان، موی خود را بلند می‌‌کردند و مجعد می‌‌ساختند و آن را با حنا رنگ می‌‌کردند.

پارچه‌های بسیار زیبا

پارچه‌های زیبای بافته در سرزمین‌های اسلامی، در اروپای قرون وسطی با استقبال عمومی روبه رو شد. پارچه‌های نخی نرم، مثل چیت و موصلی و تور بافته شده در غزه را، خانمهای اروپایی به‌عنوان مقنعه یا روبند ازکلاههای زیبایشان می‌‌آویختند. حریر گلدار و خوشرنگ دمشقی، پارچه پر طرفدار دیگری بود که صلیبیان از خاورمیانه به ارمغان می‌‌بردند. مسلمانان فرشها و قالیچه‌های رنگی می‌‌بافتند که صلیبیان با خود به کشورشان می‌‌بردند.

قالیچه‌های ایرانی

بعد از جنگهای صلیبی فرشها و قالیچه‌های ایرانی کف اتاقها ورودی مبلهای خانه‌های قرون وسطی را پوشاند. پیش از آن برای پوشش کف اتاقها از بوریا استفاده می‌‌شد.

آلات موسیقی

بعد از جنگهای صلیبی، ترویدورها، نغمه سرایان دربار از پادشاهان اروپای قرون وسطی، آوازهای خود را با نوای ساز عود Lute همراه ساختند. این ساز دارای پنج رشته سیم بود و از سرزمینهای اسلامی به اروپا برده شد.

عینک

صنعتگران مسلمان اطلاعاتی را که درباره اعضای بدن انسان داشتند، با تخصص شیشه سازان ترکیب کردند وانواع عدسی‌های طبی را برای عینک ساختند. صلیبیان از این تخصص برای ساخت عدسی استفاده کردند و در اوایل قرن چهاردهم، عینکهای مطالعه با عدسی‌های محدب در یک کارخانه در ونیز ساخته شدند.

سفر به بیت المقدس

نخستین گروه از جنگجویان صلیبی از راه خشکی به اسرائیل سفر کردند. آنها از مجارستان عبور کرده و مستقیم از میان قسطنطنیه گذشتند و بعد به ارض مقدس (سرزمین فلسطین) پا گذاشتند. کشتیهای آنها استحکام لازم را نداشت و قادر به سفر دریایی نبودند. اما بعدا جنگجویان صلیبی از راه دریا و از طریق مدیترانه به بیت المقدس سفر کردند.

سفر جنگجویان صلیبی

سفر به سرزمین مقدس، چه از راه دریا چه از راه خشکی، طولانی و مخاطره آمیز بود. اولین گروه از جنگجویان صلیبی بعد از 3 سال به بیت المقدس رسیدند.

دانش‌های ایرانیان و اعراب

صلیبیان علوم اسلامی را در شمال اروپا منتشر ساختند علوم جدیدی را که صلیبیان با خود از شرق به اروپا بردند همه چیزرا از دریانوردی و فیزیک نور گرفته تا حسابداری و معماری، دستخوش تغییر ساخت. برای مثال، روش شمارش از 0 تا 9 (دستگاه دهدهی) که مسلمانان آن را از هندیان فرا گرفته بودند، در نتیجه جنگهای صلیبی به اروپا راه یافت. بطور وسیعی مورد استفاده قرار گرفت.

جذام

نتایج جنگهای صلیبی همیشه پر سود نبود. بیماریهایی مانند جذام، مرضی که روی پوست و اعصاب بیمار اثر نامطلوب می‌‌گذارد، به علت جنگ و عدم رعایت بهداشت شیوع پیدا کرد. این بیماری شکل ظاهری بیمار را تغییر می‌‌داد و افراد جذامی در جوامع قرون وسطی از جامعه طرد می‌‌شدند. جذامیان فقط مجاز بودند در «جذامی خانه ها» که در خارج از دیوارهای شهرها قرار داشتند، سکونت کنند. هنگامیکه افراد جذامی می‌‌خواستند از یک «جذامی خانه» به «جذامی خانه» دیگری بروند، مجبور بودند که با خود زنگ‌هایی را حمل کنند و مرتب آن را به صدا در آوردند تا بدینوسیله به دیگران اعلام خطر کنند که افراد مبتلا به جذام در حال عبور هستند.

برگرفته از : سایت ویکیپدیا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 20:21  توسط سروش  |