|
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
euro trip ( 2004 – آمریکا )
کارگردان : Jeff Schaffer نویسندگان : Alec Berg و David Mandel مدت : 93 دقیقه بازیگران :
سلام به همه دوستان گلم امروز می خوام یک فیلم سیاسی و اجتماعی متفاوت تری نسبت به پست های قبلیم بهتون معرفی کنم امیدوارم که مورد پسندتون واقع بشه . فیلم سفر اورپایی فیلمی ست در ژانر کمدی ولی با رویکردی سیاسی و اجتماعی در اتحادیه اروپا یا به عبارتی می توان گفت هدف سازندگان این فیلم به لجن کشیدن برخی از کشورهای اروپایی می باشد . البته شایان ذکر است که این فیلم هم مانند اکثر آثار کمدی هالیوود از از صحنه های سکسی هم برای خنداندن بیننده خود بهره برده است . خلاصه فیلم :
فیلم سفر اروپایی داستان پسر جوانی آمریکایی است که از طریق ایمیل عاشق دختری در کشور آلمان می شود و تصمیم میگیرد که به همراه دوست پسر خود برای دیدن این دختر راهی آلمان شوند و در بین راه در کشور فرانسه یکی دیگر از دوستانش و خواهر دوستش به طور اتفاقی به آنها ملحق می شوند و در این سفر آنها از کشورهای اروپایی مختلفی عبور می کنند که به طور مختصر کارگردان برای هر کشور یک نماد در نظر می گیرد مثلا : مردم انگلستان یک مشت فوتبال دوست وحشی یامردم اسپانیا همجنس باز و ........
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 23:48 توسط سروش
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
در کارنامه سينمايي استيون اسپيلبرگ دو فيلم "فهرست شيندلر"(1993)و"نجات سرباز وظيفه رايان"( 1998) نسبت به ديگر آثار او برجستگي قابل توجهي دارد . تاريخ سازي براي حقانيت صهيونيست ها و شجره سازي صهيون در اين دو فيلم بيش از بقيه آثار اين فيلمساز به چشم مي آيد . زيرا در اين دوفيلم موضوع جنگ جهاني دوم ، نازي ها و يهو ديان هستند .
اين کارگردان صهيونيست آمريکايي که از سال 1971 با فيلم "دوئل" کار در سينما را شروع کرده است حتي درآخرين آثار خود "ترمينال" (2004 ) و فيلم مونيخ مسير دائمي تبليغ صهيون را ناديده نگرفته است. اين روندي است که در فيلم هاي ديگر او " اينديانا جونز و معبد مرگ "(1984)، "صندوقچه گمشده "(1981)،" برخورد نزديک از نوع سوم" (1977)،" اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبي" (1989) آشکارا دنبال شده است . در فيلم "فهرست شيندلر" کارگردان به سال هاي 44 - 1943 و جنگ جهاني دوم در کراکو لهستان پرداخته است. فيلمنامه اين اثر را استيون زيليان بر اساس کتاب تامس کينلي نوشته است . مدير فيلمبرداري اين فيلم 195 دقيقه اي يانوش کامينسکي است و موسيقي آن را جان ويليامز ساخته است . تهيه کننده ها : کاتلين کندي ، ايروين کلادين ، برانکو لوستيک ، جرالدر مولن ، استيون اسپيلبرگ ، بازيگران : ليام نيس (اسکار شيندلر) ، بن کينگز لي (ايزاک شاترن)، رالف فاينس (آمون گوت) ، کارولين گودال (اميلي شيندلر) . در سالهاي 6-1945 همزمان در زير طمطراق دادگاه نورنبرگ ، آژانس يهوديان بيشترين امکانات را از همه فاتحين جنگ در اختيار گرفته است . از نيروي انساني مجرب و کارآزموده تا ماشين آلات و سرمايه روانه فلسطين مي شود و کشتار اهالي دهکده هاي فلسطيني به وسيله دو حزب مسلح "استرن - آرگون" بن گوريون و اسحاق رابين با شيوه هايي نظير اس اس هاي هيتلري انجام مي گيرد.
موسسه "تاريخ رايش سوم" با سرپرستي صهيونيسم و مديريت "ويليام شادي رر" که مدعي بود کتاب را بر اساس هفتصد تن اسناد و مدارک محرمانه اي تهيه کرده است اداره مي شود . چهارصد و هشتاد و پنج تن اسناد و مدارک مربوط به وزارت خارجه آلمان که در تونل هاي معادن کوهستان "هارتس" (Harz) به چنگ ارتش آمريکا افتاد از جمله اين اسناد است. اسناد درست در لحظه اي بدست امد که طبق دستوري محرمانه ، برلن در شرف سوزاندن بود! اسناد ادعايي ويليام شادي رر تاکنون مبناي دهها فيلم سينمايي ، رمان ، مجموعه داستان ، تئاتر ، تحليل تاريخي و ... قرار گرفته و در همه آنها مرثيه براي آوارگان يهودي و نابود شدگان در بازداشت گاههاي دخائو، آشويتس، کراکو و ... سرداده شده است. اين در حالي است که گزارشهاي سازمان صليب سرخ جهاني ، نيروهاي ملل متحد و بسياري از تاريخ نويسان بي طرف بر آن تاکيد کرده اند که آمريکا مرزهاي خود را بر روي يهوديان اروپاي شرقي و مرکزي مي بندد و تنها راه خروج از اروپا به فلسطين ختم مي شود . موجوديت رژيم فاشيستي صهيونيسم با ابعادي گسترده تر از فاشيسم آلمان هيتلري دست به کار جعل تاريخ شده و با غلو کردن در آمار کشته شدگان يهودي در طول جنگ جهاني دوم براي حق به جانب جلوه کردن نژاد پرستان (فاشيسم - صهيونيسم) از همه ابزارهاي رسانه اي و هنري به سود خود هياهو به راه انداخته اند. دهه 50 ميلادي در اوج روزها و سال هايي که فلسطيني ها کشتار مي شدند صهيونيست ها در اروپا و آمريکا دست بکار تحريف حقايق بودند تاکشتار فلسطينان را موجه جلوه بدهند. اين در حالي است که تنها يهوديان از جنگ جهاني دوم سود برده اند . در سالهاي (45 -1939 ) يهوديان به سرپرستي "ديويد ليلينتال" صاحب زرادخانه اتمي آمريکا شدند و با هواپيماهاي آمريکايي شهرهاي هيروشيما و ناکازاکي را بمباران اتمي کردند. يهوديان با استفاده از وضع آشفته حاصل از جنگ جهاني دوم ، دولت يهودي کمونيست در لهستان تشکيل دادند. در آلمان غربي بعد از جنگ از شهرداريها تا پست هاي وزارتي را در اختيار گرفتند . در فرانسه اکثريت پارلمان و دولت را به چنگ آوردند و دولت فاشيستي خود را در فلسطين بر روي اجساد کشته شدگان فلسطيني بنا کردند. سينماي صهيونيستي هاليوود که با پول هاي يهوديان اروپاي مرکزي شکل گرفت از دهه پنجاه همزمان با اوج کشتارها در فلسطين به فيلمسازي پرداخت . رمان نويسان ، نمايشنامه نويسان مانند ژان پل سارتر ، مارگريت دوراس ، کنستانتين ويرژيل گئورگيو ، روبرمرل ، باشيتوس سينکلر ، آرتور کيسلر و ... با تيراژهاي چند صدهزار تايي و چند ميليوني به اشاعه مظلوميت دروغين قوم يهود پرداختند. در سينما به ويژه در مورد جنگ جهاني دوم فيلم فرانسوي "بازگشت به زندگي"( 1949)" ساخته آندره کايات که به وضعيت اردوگاهها مي پرداخت ، ساخته شد. فيلم مستند آلن رنه با نام "شب و مه"( 1959) ، "کاپو"( 1959)اثر جيل پونته کروو ، فيلم پرهزينه "اردوگاه شماره 17 " (1960) ساخته بيلي و ايلدر ، "فرار بزرگ "( 1960) و ... با دو کارکرد استراتژيک براي صهيونيست ساخته شدند . کارکرد اول بر اين مبنا قرار گرفته است که صهيونيسم همچنان به عنوان مدعي آشتي ناپذير با فاشيسم جا بيفتد تا اروپا همچنان کمک هاي همه جانبه را روانه اسراييل سازد . در اين کارکرد صهيونيسم بر اين اوهام تکيه مي کند که فاشيسم در پوسته هر حزب و دولت فرو رفته و همچنان قدرت پنهان است و بايد اسراييل آنچنان قدرتمند گردد که راه بازگشت فاشيسم مسدود بماند . تحريک ناسيوناليسم در آلمان ، روسيه ، فرانسه و ... نيز يکي از ابزارهاي تبليغاتي صهيونيسم دراين راستااست. کارکرد دوم به موجوديت رژيم صهيونيستي بر مي گردد که مظلوميت کذايي آن چنان عميق و وسيع و مبالغه آميز جلوه مي دهد تا کسي در جهان نتواند به شيوه هاي نژاد پرستانه آنها اعتراض کند . چنانچه هزاران بار ديده شده است سران صهيونيست ها انتقادهاي جزيي اروپايي ها را با فاشيسم خواندن معترض سرکوب مي کنند . در فيلم فهرست شيندلر اسپيلبرگ با ارايه شخصيت شيندلر که اشک تمساح مي ريزد و اظهار دوستي مي کند اما به کار خود نيز ادامه مي دهد، تاريخ اروپا را همچنان در معرض اتهام قرار مي دهد. اين نگرش ريشه در روش هاي صهيون در استفاده از موقيت هاي واقعي دارد . همانطور که فيلسوف صهيونيست آلماني "ها نا آرنت" در جريان محاکمه "آيشمن" در تل آويو ضمن تقبيح اعمال جنايتکارانه وي ، جامعه اروپايي را مسوول فاشيسم آلماني معرفي کرد. اسکار شيندلر نمونه يک قهرمان مدل مورد نظر "هانا آرنت" است . فيلم فهرست شيندلر با روشنايي شمعي در تاريکي و مراسم دعاي يهوديان شروع مي شود. مشختصات فيلم با حرکت قطاري که مهاجران را حمل مي کند نوشته مي شود. خوشگذراني افسران نازي در دانسينگ ادامه مي يابد . اين تصاوير با برش هاي موازي بر روي مراسم رژه نظاميان آلماني در خيابان ها و بازداشت هاي دسته جمعي يهوديان به تصوير در مي آيند. شيندلر فردي خوشگذران ، جذاب و با قدرت است . او عضو حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان است بي آنکه گرايش ايدئولوژيک داشته باشد. يهوديان را قرباني مي کند بي آنکه نسبت به آن ها کينه اي داشته باشد. شيندلرهمه جا منافع خود را در نظر مي گيرد و هميشه از فرصت ها استفاده مي برد . با افسران "اس. اس " اردوگاه پلاشف همکاري مي کند. در مرحله اول يهوديان را سرشماري کرده و آنها را در يک "گتو" قرار مي دهد. سپس بايد در يک اردوگاه کار ، براي آلمان ها کار کند. در مرحله بعدي آلمان ها "گتو" را پاک سازي مي کنند و يهوديان باقي مانده که هنوز مي توانند بازدهي کار اجباري داشته باشند را کنار مي گذارند. آنهايي که نمي توانند سودي داشته باشند به اردوگاه هاي مرگ فرستاده مي شوند. روش مديريتي اسکار شيندلر نمونه باهوشي از يک بوروکرات است تا يک مومن به تفکر نازي .او همان مقدار که به آلمان ها کمک مي کند به يهوديان هم ياري مي رساند تا در کارخانه خمپاره سازي خرابکاري کنند. فيلم در فاصله بين 44 - 1943 سرنوشت خانواه و واحد بزرگ ترجمعي را در بر مي گيرد که بوسيله روس ها آزاد مي شوند. در آشويتس هم که محل بعدي بازماندگان است اسکار شيندلر روشمند تر از آلماني ها عمل مي کند. در اين ميان تبليغات صهيونيسم البته با سکوت معنادار انگليسي ها همراه است که آنان در سطحي بزرگتر ، اسکار شيندلر را بصورت مثال عملکرد دو طرفه آن کشور منظور مي کنند که با هر دو طرف قراردادهايي دارد. در کنار شخصيت مرموز اسکار شيندلر "گوت" قرار دارد ."گوت" اتريشي الاصل است و کارهاي پيش بيني نشده اي از او سر مي زند . در حالي که آرام مي نمايد قتل و عام مي کند. آن دو نيمه پنهان خود را در ديگري شناسايي مي کنند و دوست يکديگر مي شوند . شکست در جبهه ها به عنوان اصل ترديد بر انگيزه بيروني و همنشيني با اسکار شيندلر و متاثر شدن از او دوگانگي در "آمون گوت" ايجاد مي کند. در مقابل شخصيت اسکار شيندلر و آمون گوت فرد ديگري نيز از ميان يهوديان برجستگي هايي دارد. او "ايزاک اشترن" حسابرس يهودي است. شيندلر و اشترن آرام آرام به هم نزديک مي شوند . اشترن که با تمام محدوديت ها در هنگام تايپ کردن اسامي در فهرست شيندلر در او ايجاد ترديد مي کند. مظلوميت مورد نظر صهيون با گرداندن اسراء در خيابان ها و هو کردن و تحقير کردن مردم تماشاچي در فيلم بدست مي آيد . اين تصاوير به مستندهاي آرشيوي نزديک شده با رنگ سياه و سفيد بيشترين تاثيرگذاري را فراهم مي آورد. نماهاي بلند در زمينه اي پر برف و سرد در القا کارگردان بر بيننده بسيار حساب شده به کار گرفته مي شود. چنانچه در آسايشگاهها بيماران بر روي تخت ها کشتار مي شوند . در "کراکو" لهستان بعد از هر کشتاري آمار مي گيرندو انباشته شدن جسد ها بر روي هم به تناوب نشان داده مي شوند. تصوير تاکيد شده بر آن که از ميان رنگ هاي سياه و سفيد با رنگ سرخ برجسته مي شود ، دخترکي است که در ميان ويرانه هاي شهر ورشو در چندين محل ديده مي شود.
پلشتي و پستي نازي ها و دست نشانده هاي آنها رعب آور و هراس انگيز است . اين جنايت تاريخي نبايد تکرار شود حتي اگر لازم باشد با جنايت هاي مشابه جلوي ان را گرفت . اين نتيجه اي است که از فيلم بدست مي آيد . بار ديگر جاي ياد آوري است که نگاه اسپيلبرگ به موضوع فلسفه و تاريخ بر اساس کتاب "توتاليتاريسم" هانا آرنت شکل گرفته است . کسي که ابتدا در دهه بيست و سي معشوقه فيلسوف معاصر ديگر آلماني "هيدگر" بود ولي از او جدا شده به سوي نژاد برتر خود (صهيونيسم) مي آيد. "هاناآرنت" با مقاله هاي جنجالي خود و گزارش هاي خبري که براي شبکه هاي تلويزيوني آمريکايي مي فرستاد نظريه فلسفي خود را با اين جمله ها عموميت مي بخشيد." آنچه در آيشمن بود يک بوروکرات احمق بود که به واسطه دوري اش از محل کشتارها فقط امضا مي کرد بي آنکه به عواقب آن بيانديشد . در واقع فقدان تخيل باعث شده بود که آيشمن از هر فلسفه اي دور باشد." اسکار شيندلر و همتاي ديگر او يعني "آمون گوت" تصاوير مجسم نمونه اي هستند که"هاناآرنت" فيلسوف صهيونيستي براي ديگر صهيونيست ها و از آن جمله اسپيلبرگ بر جاي گذاشته است. منبع : http://bashgah.net
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 23:27 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
Schindler's List ( 1993 – آمریکا )
کارگردان : Steven Spielberg براساس کتابی از : Thomas Keneally فیلمنامه : Steven Zaillian موسیقی: جان ویلیامز بودجه فیلم: ۲۵ میلیون دلار میزان فروش: ۹۶ میلیون دلار در آمریکا و ۳۲۱ میلیون دلار در جهان مدت : 195 دقیقه بازیگران :
جوایز: برنده اسکار سال ۱۹۹۴ برای بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم نامه اقتباسی، بهترین موسیقی، بهترین تدوین، بهترین فیلمبرداری و بهترین کارگردان هنری. وبرنده ۶۱ جایزه دیگر. خلاصه داستان: فیلم فهرست شیندلر، داستان واقعی مقطعی از زندگی اسکار شیندلر، سرمایه دار آلمانی در خلال جنگ جهانی دوم است. اسکار شیندلر در ابتدا با استفاده از شرایطی که جنگ فراهم آورده بود، یهودیان را به عنوان کارگر برای کارخانه اش انتخاب میکند تا پول کمتری برای استخدام کارگر داده باشد و درآمد بیشتری بدست آورد. او نیز مانند سران حزب نازی فردی فرصت طلب و اهل عیش و نوش است. او به طور پیوسته در تلاش است تا با سران نازی ارتباط برقرار کند تا در این شرایط بیشترین نفع را ببرد. اما او به مرور زمان هدفش تغییر میکند. خود را مسئول جان کارگرانش میبیند، همان کارگرانی که به علت ارزانتر بودنشان آنها را استخدام کرد، کم کم دغدغه اصلی او میشوند. پس از مشاهده جنایاتی که به یهودیان روا میشد او خود را موظف میبیند تا از مرگ آنها جلوگیری کند. اما این تغییر شخصیت او مصادف است با بردن کارگران به آشویتز، که آخر خط زندگی آنهاست. اما او با توجه به روابطی که دارد، با همکاری حسابدارش ایتزاک اشترن فهرستی متشکل از اسامی آنها را تهیه و سعی میکند که با پرداخت مبالغی به فرمانده اس اس، آنها را به کارخانه اش باز گرداند. اسکار شیندلر در ازدواجش و همچنین در تجارات متعددش بعد از جنگ، هیچ موفقیتی بدست نیاورد.
در سال ۱۹۵۸ او به عنوان فردی نیکوکار توسط شورایی در اورشلیم شناخته شد و از او دعوت شد تا درختی در خیابان نیکوکاران (Avenu of the Righteous) بکارد. کارگران کارخانه شیندلر در کنار هم در حال حرکتند. تصویر رنگی میشود و جای آنها را افرادی مسن میگیرند. آنها همان کارگران شیندلر در حال حاضرند. نام این گروه یهودی های شیندلر (The Schindler Jews) است. آنها به سمت مزار شیندلر در آرامگاه مسیحیان در اورشلیم میروند. و تک تک بر روی مزارش سنگی میگذارند. هم خودشان و هم فرزندانشان که بودنشان را مدیون شیندلر هستند. تقریبا نیمیاز سنگ قبر شیندلر پر از سنگ شده و هنوز صفی طولانی از یهودیان شیندلر منتظرند تا سنگشان را بر روی مزارش بگذارند. امروزه کمتر از ۴۰۰۰ یهودی در لهستان زنده باقی مانده اند ولی بیش از ۶۰۰۰ نفر از نسل یهودیان شیندلر وجود دارند. سنگ قبر شیندلر تقریبا پر از سنگ شده است. مردی به کنار مزار او میآید و شاخه گل رزی را بر روی سنگ قبرش میگذارد و ایستاده به او ادای احترام میکند. به مردی که تا جهان باقی ست، نوزادی به علت کاری که او انجام داده بود، چشم به جهان خواهد گشود.
آخرین نوشته فیلم این است: به یاد بیش از ۶ میلیون یهودی که به قتل رسیدند.
نقدی بر فیلم لیست شیندلر : فهرست شیندلر شانزدهمین فیلم اسپیلبرگ به عنوان کارگردان و اولین فیلمی است که برای آن اسکار میگیرد. هم اسکار بهترین کارگردانی و هم اسکار بهترین فیلم (چون خود او یکی از تهیه کنندگان بوده). اسپیلبرگ سومین و در واقع آخرین اسکارش را ۵ سال بعد بخاطر کارگردانی نجات سرباز رایان دریافت کرد. ولی طبق نظر سنجی سال ۲۰۰۵ مجله تایم، فهرست شیندلر همچنان محبوب ترین فیلم اسپیلبرگ است. کتابی که این فیلم بر اساس آن ساخته شده، در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. سید شاینبرگ، یکی از مدیران یونیورسال، همان زمان حقوق کتاب را خرید و آن را به اسپیلبرگ داد تا بلکه روزی کارگردانی کند. اما این طرح مسکوت ماند تا اواخر دهه ۸۰ که اسپیلبرگ کارگردانی را به مارتین اسکورسیزی پیشنهاد کرد که او نپذیرفت و همچنین رومن پولانسکی و بیلی وایلدر نیز از قبول ان سر باز زدند. (دلایلش در قسمت حواشی فیلم) و نوبت به خود اسپیلبرگ رسید. او فیلمبرداری را درست بعد از اتمام فیلمبرداری پارک ژوراسیک، در لهستان آغاز کرد و از طریق ماهواره با دستیارش جرج لوکاس روی مراحل بعد از فیلمبرداری آن فیلم کار میکرد. فهرست شیندلر نقطه اوج فیلمسازی اسپیلبرگ است، فیلمی که تمام توان و نیرویش را برای آن صرف کرد. از تمام امکانات موجود برای بهتر ساخته شدن فیلم استفاده کرد؛ با آن که او و گروهش را به آشویتز راه ندادند، دکوری ساخت مانند همان اردوگاه مرگ آشویتز. رنگ فیلم را خود سیاه و سفید انتخاب کرد تا هم زمانش مانند آن دوران شود و هم سیاهی و تیرگی آن دوران را نشان دهد. بازی های فیلم در اوج خود است، مخصوصا بازی بن کینگزلی در نقش ایتزاک اشترن. او با آن دستپاچگی ها و پی گیری های سرسختانه اش، نقش اش را به بهترین شکل ممکن ایفا نموده است. لیام نیسن هم نقش اش را به خوبی ایفا میکند؛ چشمان نافذ و نگاه های منقلبش در لحظه های مختلف تماشاگر را نیز منقلب میکند و در لحظه اوج بازی اش، در انتهای فیلم و قبل از رفتنش از کارخانه، کمتر کسی را با چشمان بیاشک رها میکند. و در نقطه مقابل او، رالف فاینس، شرورانه ترین بازی اش را ارائه داد: یک شیطان مجسم، گوئی خود آمون گوت سادیست و جنایتکار به این دنیا بازگشته است بطوریکه تماشاگر با تمام وجود از او نفرت پیدا میکند. در درجات بعدی بازی کارگر ها هم بینقص جلوه میکند. تک تک آنها ترس از مرگ و جداکردن خانواده شان از یکدیگر را، با بازی های احساسی نشان میدهند و سهم عمده ای در همدردی تماشاگران با وضعیتشان دارند. گروه شش نفره انتخاب بازیگران از پس این کار به خوبی برآمده است. بسیاری از موفقیت فیلم به موسیقی فیلم بر میگردد. تم فراموش نشدنی و محزون جان ویلیامز همراه با نوای ویولن ایتزاک پرلمن، تاثیرگذاری فیلم در صحنه های گوناگون را دوچندان کرده و کمترین اثرش بر تماشاگر، منقلب کردن اوست. موسیقی فیلم با قاطعیت اسکار بهترین موسیقی متن را گرفت و تا به امروز جان ویلیامز نتوانسته کاری بهتر از آن را ارائه دهد و آن اسکار با وجود نامزدی های چندباره تا به امروز، آخرین اسکارش بوده است. فیلبرداری فیلم نیز در اوج قرار دارد. کامینسکی، تصاویر بینظیری ارائه کرده که همراه با تدوین عالی مایکل کان، اثرگذاری فیلم را چند برابر میکند. صحنهای مانند کشتن نوجوانی که نتوانسته بود وان حمام گوت را تمیز کند را به یاد بیاورید، صحنه اول از حمام گوت است که او در جلوی آینه سعی در تمرین بخشش دارد، کات میشود به نوجوان که تیر در کنار پایش به زمین میخورد بعد از چند ثانیه تیری در کنار آن یکی پایش به زمین میخورد، کات میشود به اشترن که در حرکت است و بعد ۲ ثانیه او از کنار جسد نوجوان عبور میکند. هماهنگی کامل بین فیلمبردار و تدوینگر. یا آن صحنه که گوت در زیر زمین مشغول کتک زدن هلن است و در بالا میهمانی ای به راه. ثانیه ای از خنده ها و موسیقی مهمانی پخش میشود و ثانیه بعد گوت در حال کتک زدن هلن است. ترکیبی از خوشبختی و بدبختی، در بهترین نوع خود. ۴۰ درصد از فیلمبرداری فیلم با دوربین های دستی فیلمبرداری شد، به همین علت تصویر تقریبا یک سر و گردن از سر بازیگرها پایین تر است و به علت قدبلندی بیش از اندازه لیام نیسن و این طرز فیلمبرداری، او به مثابه یک خدا برای تماشاچی معرفی میشود، فردی که از بالا نگاه میکند و بقیه برای گرفتن کمک به بالا نگاه میکنند. تکنیکی بکر. تعجب آور نیز نبود که اسکار بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین نیز به فهرست شیندلر رسید. فیلمنامه به بهترین نحو از روی کتاب پیاده شده است، کتابی که بر حسب یک اتفاق ساده نوشته شد. توماس کنیلی به علت پاره شدن دسته چمدانش در راه فرودگاه برای بازگشت به کشورش، استرالیا، در بورلی هیلز توقف کرد تا از فروشگاهی چمدانی نو بخرد، صاحب فروشگاه لئوپولد ففربرگ پیج، یکی از یهودی های شیندلر بود که دو کابینت در مغازه اش را با اسناد آن دوران پر کرده بود و برای هر نویسنده ای که به مغازه اش میآمد، داستان زندگی اش را تعریف میکرد. و کنیلی، با شنیدن حرفهای او تصمیم به نوشتن کتاب کَشتی شیندلر کرد که فیلمنامه از آن اقتباس شده است. اقتباسی کامل و بینقص که تغییر شخصیت شیندلر را به بهترین نحو به روی کاغذ برده است. اتفاقا همین تغییر شخصیت شیندلر مهمترین نکته فیلم است، فردی که ظاهرا دلیلی نداشت جز به خود به کس دیگری فکر کند. او حتی به خاطر هوس بازیهایش، حاضر به زندگی مداوم با زنش نشد. اما او به تدریج عوض میشود، حاضر میشود به خاطر نجات جان کارگرانش میلیون ها مارک صرف کند. کاری که تصورش هم ساده نیست. و از همسرش درخواست زندگی مشترک دوباره را میکند، مکملی ظاهرا ساده برای تغییر هدف مادی اولیه. و تمام این دگرگونی ها را اسپیلبرگ با مهارت خاصی به تصویر کشیده است. تمامی عوامل بالا دست به دست هم داد تا فهرست شیندلر تولید شود، بهترین فیلم دهه ۹۰ و یکی از ده فیلم برتر تمام دوران. اسپیلبرگ همچنین با آن بازسازی بیپرده و واقع گرایی خشن اش، راه را برای فیلمسازان دیگری که طرح ساختن فیلمی را فقط در دهنشان میپروراندند باز کرد. روبرتو بنینی، زندگی زیباست را ساخت؛ کاستا گاوراس، آمین و سرانجام، رومن پولانسکی پیانیست را. بر گرفته شده از : http://www.zirnevis.com
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 18:11 توسط سروش
|
|
||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
هرهفته با گلچینی از بهترین اخبار روزنامه جام جم در دو بخش بین الملل و هنر فقط با یک کلیک
اخبار بین الملل روزنامه جام جم : جنگ عراق، مجازات موافقت با همجنسبازي است پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 هشدار احمدينژاد به كشورهاي اروپايي پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 كاهش سود خالص گروه نفتي Eni پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 کلاه 6 طبقه بر سر بيرجند پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 بزرگترين قرارداد خريد قطار درتاريخ راه آهن چين پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 صنعتي که پول مي سازد اگر.... پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 اخبار هنری روزنامه جام جم : آخرین تصاویر از قیصر امین پور سه شنبه 8 آبان ماه 1386 گزارش تصويري حضور شاعران و اهالي فرهنگ در بيمارستان دي سه شنبه 8 آبان ماه 1386
من از شعر بيزارم پنج شنبه 10 آبان ماه احياي هنر فراموش شده پلاس بافي پنج شنبه 10 آبان ماه 1386 کنسرت هاي لغو شده و بهره برداري از شواليه چهارشنبه 9 آبان ماه 1386 پيام تسليت سيدمحمد خاتمي به مناسبت درگذشت قيصر امين پور سه شنبه 8 آبان ماه 1386
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 12:20 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||
|
The Last Legion ( 2007 – آمریکا )
کارگردان : Doug Lefler نویسندگان : Jez Butterworth و Tom Butterworth مدت : 110 دقیقه بازیگران :
گذری بر فیلم آخرین سپاه : نمی تونم براتون زیاد در مورد فیلم بنویسم ، شاید به خاطر اینکه فیلم به جای اینکه بیشتر روی دیالوگ کار کنه ، سازنده فیلم تلاش خودش روی صحنه های پر حادثه متمرکز کرده ولی فیلم آخرین سپاه درکل یک فیلم پر حادثه و زیباست، راستش من با دیدن این فیلم به یاد کارتون شمشیر در سنگ افتادم چون که اگه کارتون شمشیر در سنگ رو دیده باشین در مورد شمشیری که در صخره ای فرو رفته و همه براین باورند که تنها کسی می تونه این شمشیرو از سنگ بیرون بیاره که دلش از همه پاکتر باشه ودر نهایت تنها یک پسر بچه می تونه این کارو بکنه و فرمان روای زمین بشه حال در فیلم آخرین سپاه ما در واقع متوجه تاریخ آن شمشیر می شویم و میفهمیم که از کجا و چگونه آن شمشیر وارد صخره شده است . در ابتدای این فیلم ما شاهد تاجگذاری یک سزار نوجوان در روم هستیم و بعد حمله گروهی از وحشی ها را در ادامه فیلم به شهر روم میبینیم که در پی آن پدر و مادر سزار جوان کشته می شوند و سزار به همراه محافظ شخصیش اسیر شده و به جزیره ای تبعید می شوند تا اینکه محافظ دیگر سزار به همراه گروه خود برای نجات سزار به جزیره حمله می کنند تا اینکه ........
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:15 توسط سروش
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||