تبليغاتX
تاریخ و سیاست در 30 نما

Departed ( 2006 – آمریکا ) 

 

 

 

کارگردان

مارتین اسکورسیزی

تهیه‌کننده

برد گری
گراهام کینگ
روی لی
برد پیت

نویسنده

ویلیام ماناهان

بازیگران

لئوناردو دی کاپریو
مت دیمون
جک نیکلسون
مارک والبرگ
مارتین شین
ورا فارمیگا

آلک بالدوین

موسیقی

هاوارد شور

فیلمبرداری

مایکل بالهاوس

تدوین

تلما شون ماکر

توزیع‌کننده

کمپانی برادران وارنر

انتشار

6 اکتبر ، 2006

مدت

۱۵۱ دقیقه

زبان

انگلیسی

بودجه

۹۰۰۰۰۰۰۰ دلار

 

 

 

 


 

بازیگران

 

بازیگر

نقش

لئوناردودی کاپریو

بیلی کاستیگان

مت دیمون

کالین سالیوان

جک نیکلسون

فرانسیس (فرانک) کاستلو

مارک والبرگ

گروهبان دیگنام

مارتین شین

سروان چارلی کویینان

ورا فارمیگا

مادولین مادن

الک بلدوین

سروان جورج الربای

ری وینستون

آرنولد فرنچ

 

جک نیکلسون

 

جان جوزف نیکلسون معروف به جک نیکلسون (زادهٔ ۲۲ آوریل ۱۹۳۷ در نپتون، نیوجرسی) با سه جایزهٔ اسکار و هفت جایزهٔ گلدن گلوب در کارنامهٔ حرفه‌ای خود، بازیگر آمریکایی است که به آفریدن شخصیت‌های عصبی مزاج و بعضاً شریر شهرت دارد.

 

زندگینامه

 

جک نیکلسون در 22 آوریل 1937 در شهر مشیگان به دنیا آمد. مادرش جون فرنسس نیکلسون (جون نیلسون) یک رقاص کاباره(showgirl) بود. شش ماه قبل از بدنیا آمدن جک، مادرش با مردی از همکاران خود بنام دونالد فورچیلو که اصالتاً ایتالیایی بود ازدواج کرده بود. مادر جون اصرار شدیدی داشت که دخترش به کار رقصندگیش ادامه دهد و داشتن فرزند وی را مجبور به کنارهگیری از شغلش نکند. بنابراین نگهداری جک را عهده دار شد. در مورد اینکه واقعاً دونالد فورچیلو واقعاً پدر اصلی جک است یا نه اختلاف نظر وجود دارد. خود دونالد این گفته را انکار میکند. جک نیکلستون نیز تا به حال حاضر به انجام آزمایش DNA به منظور احراز هویتش نشده است. نیکلسون در این خصوص در گفتگو با مجله ی تایم بیان داشت که سرپرستان واقعی من در واقع مادربزرگ و پدربزرگ من بودند و خواهر خود را به عنوان مادرش خواند.

 

از فیلمهای معروف او عبارت‌اند از:

 

           ایزی رایدر

           بهترین شکل ممکن

           پستچی همیشه دوبار زنگ می‌‌زند

           درخشش

           مدیران خشم

           دیوانه از قفس پرید

           محلهٔ چینی‌ها

           آخرین پولدار

           میسوری می‌سوزد

           قول

           رفتگان

 

 

 

 

ورا فارمگا متولد 6 آگوست 1973 در آمریکا او اولین اثرش در مقام بازیگر سریال تپه گل سرخ محصول سال 1997 می باشد و برخی دیگر از آثار ورا در مقام بازیگر عبارتند از :

 

1-     تا ابد هرگز ( 2007 )

2-     یوشع بن نون ( پیغمبر اسرائیل ) – ( 2007 )

3-     دونده ذخمی ( 2006 )

4-     مردگان ( 2006 )

5-     آسان ولی سخت ( 2005 )

6-     شکاف ذهن ( 2004 )

7-     غبار ( 2001 )

8-     پاییز در نیویورک ( 2000 )

9-     فرصت طلب ( 2000 )

10- بازگشت سعادت ( 1998 )

 

 

 

مت دیمون: متولد 18 اکتبر 1970 در آمریکا. برخی از آثار  مت در مقام بازیگر عبارتند از:

 

1-     برن نهایی ( در دست ساخت )

2-     مارگارت ( 2007 )

3-     سیزده یار اوشن( 2007 )

4-     مردگان ( 2006 )

5-     سیرینیا ( 2005 )

6-     برادران گریم ( 2005 )

7-     دوازده یار اوشن ( 2004 )

8-     Euro trip ( 2004 )

9-     برتری برن ( 2004 )

10- هویت برن ( 2002 )

11- یازده یار اوشن ( 2001 )

12- استعداد آقای ریپلی ( 1999 )

13- نجات سرباز رایان ( 1998 )

14- ویل هانتینگ نابغه ( 1997 )

15- باران ساز ( 1997 )

 

 

فیلمنامهٔ فیلم بر اساس فیلم روابط جهنمی محصول هنگ کنگ ساختهٔ اندرو لائو و سو فای ماک تنظیم شده است. نویسندهٔ رفتگان ، ویلیام ماناهان است که نوشتهٔ او اقتباسی است از فیلمنامهٔ فیلم روابط جهنمی نوشتهٔ فلیکس چونگ و سو فای ماک می باشد.

 

 

جوایز و افتخارات فیلم مردگان ( رفتگان )

 

اسکار :

 

·                     برنده: بهترین فیلم

 

·                     برنده: بهترین کارگردان (مارتین اسکور سیزی)

 

·                     برنده: بهترین فیلمنامۀ اقتباسی (ویلیام ماناهان)

 

·                     برنده: بهترین تدوین (تلما شون میکر)

 

·                     نامزد: بهترین بازیگر مکمل مرد (مارک والبرگ)

 

انجمن منتقدان فیلم بوستون :

 

·                     برنده: بهترین فیلم

 

·                     برنده: بهترین کارگردانی (مارتین اسکورسیزی)

 

·                     برنده: بهترین بازیگر مکمل مرد (مارک والبرگ)

 

·                     برنده: بهترین نویسندگی (ویلیم موناهان)

 

جایزه گلدن گلوب :

 

·                     برنده: بهترین کارگردانی (مارتین اسکورسیزی)

 

·                     نامزد: بهترین فیلم درام

 

·                     نامزد: بهترین بازیگر (لئوناردو دی کاپریو)

 

·                     نامزد: بهترین بازیگر مکمل مرد (جک نیکلسون)

 

·                     نامزد: بهترین بازیگر مکمل مرد (مارک والبرگ)

 

·                     نامزد: بهترین فیلمنامه (ویلیام ماناهان)

 

 

 منبع : ویکیپدیا+imdb

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 21:0  توسط سروش  | 

دنیای مارتین اسکورسیزی در فیلم ( مردگان )

 

 

نقطه تلاقی خیر و شر

مترجم؛ فرهاد فرجاد:

در این یک ماهه دو سه فیلم از اسکورسیزی در تلویزیون به نمایش درآمده است؛ «دارودسته نیویورکی ها» و «نجات دهنده مردگان» و... او چگونه کارگردانی است؟ فیلم های اسکورسیزی همواره انعکاس دهنده دنیایی بوده اند که درآن گناه اجتناب ناپذیر است. شاید به همین دلیل است که این کارگردان کهنه کار هنوز از دریافت اسکار محروم مانده است. اد پیلیکنگتون از روزنامه گاردین درباره فیلم جدید اسکورسیزی با عنوان مردگان گزارشی تهیه کرده است که می خوانید:
برای کارگردانی که گاو خشمگین و راننده تاکسی را در کارنامه دارد، به نظر می رسد فیلم ساختن کار چندان دشواری نباشد. اما مارتین اسکورسیزی در واقع طی چند سال اخیر راه دشواری را پیموده است. ترشرویی کمپانی های بزرگ فیلم سازی از یک سو و شکست های گیشه ای از سوی دیگر چند سالی است که این اسطوره سینما را رنج می دهد.

 

دیزنی به بهانه خشونت فراوان، پروژه دار و دسته نیویورکی ها را رها کرد. کمپانی پارامونت هم به بهانه مناقشات مذهبی، آخرین وسوسه مسیح را در آستانه کلیدخوردن، متوقف کرد.به این دشواری ها باید رویگردانی مردم از فیلم های اسکورسیزی را هم افزود. نیویورک، نیویورک و سلطان کمدی هر دو در گیشه شکست خوردند. در ضمن قانون مشمئزکننده هم بین منتقدان وجود دارد که توفیق تجاری فیلمی مثل رنگ پول را به خودباختگی کارگردان در مقابل استودیوها، نسبت می دهد.

اسکورسیزی تلاش وافری را صرف فیلم های اخیر خود کرده است. در حقیقت این فیلم ها محصول اندیشه، آرزو و رویاپروری چندین ساله او بوده اند. چنان چه «دارودسته نیویورکی ها» برای او 23 سال زمان برد تا به پرده سینما راه یابد.

با این حال و به رغم پنج بار نامزدی بهترین کارگردانی برای فیلم های گاو خشمگین، آخرین وسوسه مسیح، رفقای خوب، دار و دسته نیویورکی ها و هوانورد، نظام حاکم بر آکادمی اسکار هنوز متقاعد نشده است که به او روی خوش نشان دهد.

دغدغه مشترک تمام کارگردان های سینما این است که چگونه می توان توفیق تجاری را با ساختار هنری در هم آمیخت. چند اثر از فیلم های دهه 70 اسکورسیزی، هم با استقبال عمومی رو به رو شدند و هم به خاطر ساختار هنری مورد ستایش قرار گرفتند، اما فیلم های جدیدتر او اغلب به یکی از این دو شاخصه آویخته اند و از قالب هنری یا پرفروش دور مانده اند. اکنون پرسش این است که آیا اسکورسیزی در فیلم جدید خود، «مردگان»، توانسته به ترکیب هنری - تجاری نزدیک شود؟

یکی از عناصری که باید برای پاسخ به این پرسش مورد توجه قرار گیرند، هسته مرکزی فیلم های فعلی اسکورسیزی است؛ جوانی با تجربه و آزمون پس داده به نام لئوناردو دی کاپریو. «مردگان» سومین فیلمی است که اسکورسیزی در آن از دی کاپریو بازی گرفته است؛ جایگاهی که در سال های دور متعلق به رابرت دنیرو بود. اسکورسیزی از همان نخستین فیلم مهم و قابل اعتنای خود یعنی Mean Streets (سال 1973) تا 18 سال بعد یعنی «تنگه وحشت» بر توانمندی و قدرت بازیگری دنیرو تکیه زد، اما در دهه 90 فرصت در اختیار دی کاپریو قرار گرفت. اکنون طبیعی است که کارگردان بزرگ، پس از گذراندن سال هایی نه چندان رضایت بخش نگران فروش فیلم جدید خود باشد.

روبه رویم که نشست ابتدا از اسپری تنفسی ضدآسم خود کمک گرفت تا نفسی تازه کند. سپس از دی کاپریو و تجربه کار با او طی هفت سال گذشته گفت؛ «وقتی که با لئو در دار و دسته های نیویورکی و هوانورد کار می کردم، متوجه شدم از درون سرشار از هیجان و احساس است. شور و حال او برای من جالب بود. ضمن اینکه من هم با این احساس او راحت بودم. این جوان مرا به یاد دنیرو می انداخت. تنها تفاوت در این بود که من، 30 سال از دوران آغاز همکاری با دنیرو پیرتر بودم. دی کاپریوی جوان همان احساسات را بروز می دهد. او همانگونه به زندگی می اندیشد که من می اندیشم».

«مردگان»، جدیدترین محصول سال های همکاری بین اسکورسیزی و دی کاپریو، داستانی است از جنس رویارویی پلیس و تبهکار، در روزگار معاصر «بوستون» (آمریکا). دی کاپریو نقش یک پلیس مخفی را بازی می کند که توانسته خود را به یکی از شرورترین تبهکاران شهر (جک نیکلسون) نزدیک کند. چهره دی کاپریو در این فیلم کمتر شباهتی به آن پسرک دوست داشتنی و معصوم سال های گذشته دارد. او قادر است لایه هایی از خشم، تیرگی و تاریکی را سازگار با پلیس های پریشان و عصیان زده در چهره خود نمایان سازد. به عبارت دیگر، دی کاپریو بزرگ شده است. در ضمن فراموش نکنید که مردی به نام اسکورسیزی او را زیر بال و پر خود گرفته است.

 

وقتی که از اسکورسیزی درباره تحولات مربوط به رشد سنی دی کاپریو پرسیدم، با همان لهجه غلیظ نیویورکی گفت؛ «اوایل کار با او، متوجه شرایط سنی اش نبودم. هیچ شکی نیست که او در زمان بازی در «دار و دسته نیویورکی ها» یک پسر بچه بود، درست همان چیزی که من می خواستم. اما وقتی نقش هاوارد هیوز را در هوانورد بازی می کرد، ناگهان همه چیز را عوض کرد».اسکورسیزی به اینجا که رسید، احساس کردم چیزی نمانده که پرواز کند. همان طور که حرف می زد، دست هایش را با هیجان به حرکت درمی آورد. یک لحظه انگشتانش را به هم می چسباند گویی در حال دعاکردن است، لحظه ای دیگر آنچنان دست هایش را باز می کرد که انگار می خواهد دنیا را در آغوش بکشد.رشته کلام را طوری در دست گرفته بود که گویی یک فیلم را کارگردانی می کند. اسکورسیزی به واقع، توفان انرژی است.


اما این دگرگونی چه موقع در دی کاپریو شکل گرفت؟

 

اسکورسیزی جواب داد؛«حین فیلمبرداری یکی از کلیدی ترین صحنه های هوانورد همان صحنه ای که هیوز خودش را در اتاق نمایش فیلم خود زندانی می کرد او باید روی آن صندلی سفید چرمی می نشست و سعی می کرد با خودش مواجه شود. آن شب، اتفاق خاصی افتاد. پشت در قفل شده، کیت بلانشت در نقش کاترین هپبورن، سعی داشت دی کاپریو را متقاعد کند که در را به رویش بگشاید. بارها این صحنه را گرفتیم اما حس می کردم یک جای کار می لنگد. در برداشت دوازدهم به لئو گفتم شاید داری زیادی به خودت فکر می کنی. حالا کمی هم به او فکر کن. دلت می خواهد همسرت چه کار کند؟ بهتر نیست او را از زندگی ات کنار بگذاری؟ او نباید در این زندگی نقش داشته باشد؟

نتیجه، رضایت بخش بود. مداخله اسکورسیزی، بازیگری دی کاپریو را به سطح بالاتری ارتقا داد. در حقیقت اسکورسیزی به همین شیوه شهره است. او بازیگران را تر و خشک می کند و به آنها فضا می دهد تا رشد کنند. این شیوه در فیلم «مردگان» هم اعمال شده است. این فیلم، اقتباسی است از رمان پلیسی «اعمال ناپسند»(
Infernal Affairs
). ویلیام موناهان نویسنده فیلمنامه مردگان، فضای داستان را از هنگ کنگ (در رمان) به سرزمین تبهکاران آمریکا یعنی جنوب بوستون انتقال داده است.

دی کاپریو نقش پلیسی را بازی می کند که سعی دارد به یک دسته تبهکاری به رهبری جک نیکلسون نفوذ کند، در حالی که رئیس گانگسترها نیز همزمان یکی از اعضای جوان گروه را (با بازی مت دیمون) مامور نفوذ به دستگاه پلیس و گمراه کردن ماموران کرده است. هردو جاسوس، بازتابنده تصویر منفی یکدیگرند. اما راهشان یکی است؛ «جاسوس حریف را پیدا کن، پیش از آن که او تو را پیدا کند.» و این، آغازگر تقلایی مرگبار در میدانی است که همه اهل معامله اند، خیر و شر در یک نقطه با هم تلاقی کرده اند و تاریکی، حکمفرماست.

به قول اسکورسیزی، در این داستان، مرز بین خوب و بد بسیار مات و نامحسوس است؛ «این همان فضایی است که همیشه سعی در تصویر کردنش داشته ام».

اگرچه فیلمنامه «مردگان» به نسخه اصلی و هنگ کنگی کاملا وفادار مانده، اما محصول نهایی نمونه ای اصیل از آثار اسکورسیزی است، با همان عناصر ثابت و همیشگی. سینماروهای حرفه ای می توانند مطمئن باشند که فضاسازی اسکورسیزی و به ویژه اشاره های تلویحی او به آثار درخشان سینمای گانگستری رضایتشان را جلب خواهد کرد.

نقش برجسته حرف
x (ایکس) در چندین صحنه فیلم به «صورت زخمی» (محصول 1932 و به تهیه کنندگی هاوارد هیوز) اشاره دارد. صحنه استعمال مواد مخدر توسط جک نیکلسون نیز اشاره ای است به نسخه سال 83 همان فیلم (با حضور آل پاچینو). خشونت در «مردگان»، درست مثل «صورت زخمی»، عنصری محوری است، همان عنصری که سال ها است با آثار اسکورسیزی پیوند خورده.

از نگاهی دیگر، «مردگان» را می توان مصداق عینی جامعه امروز آمریکا دانست. جامعه ای که در آن نمی توان مرز بین خیر و شر را تشخیص داد. رئیس جمهوری آمریکا به اسم نبرد خیر علیه شر، قانونی خشونت بار را در کشوری خارجی وضع می کند و همین خشونت، واکنشی سنگین تر را سبب می شود.

اسکورسیزی با این نظر موافق بود. چراکه گفت وگو را اینگونه پایان داد؛ «با تمام گرفتاری هایی که داشتم، شب و روز را به این پروژه پرداختم. چون احساس می کردم خشمی در آن نهفته است.

این همان خشمی است که می دانی آسیبی به تو نخواهد رساند، چون کمک می کند احساس درونت را بروز دهی.

مدتهاست می خواهم احساس درونی ام را نسبت به رویداد یازدهم سپتامبر 2001 و فضای پس از آن منعکس کنم. شاید این فیلم، همان پاسخ من به احساسم باشد. هرچه در این پروژه پیش رفتیم، موضوع ها شفاف و شفاف تر شدند و البته مخوف تر. آنچه شکل گرفت، برخاسته و برآمده از شرایط احساسی و روانی فعلی من است. حسی که نسبت به خود، به دنیای پیرامون و به رفتار رهبران جامعه ام دارم».

 

 

نوشته شده توسط فرهاد فرجاد  و برگرفته از سایت :    http://amirzfarhad.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:23  توسط سروش  |