|
|
|
||||
|
سیریانا ( 2005 – آمریکا )
نویسنده و کارگردان : استیون گاقان ( گیگان ) تهیه کننده : استیون سودربرگ مدت : 126 دقیقه ژانر :حادثه ای- سیاسی بازیگران : جورج کلونی ، آماندا پیت و مت دیمون نظرات شخصی در مورد فیلم سیریانا : در ابتدا بهتر است به این نکته اشاره کنم که سیریانا به معنی سوری ها میباشد که سوری هامی تواند در این فیلم نمادی از اسلام وجامه عرب باشد و بنده دلیل این ادعا را در پایان همین نوشته ها به شما ثابت خواهم کرد. همان طوری که در نوشته های قبلی مطرح شد فیلم سیریانا فیلم بسیار پیچیده و پازل گونه می باشد با شخصیتها ، مکانها و داستانهایی مختلف که تمامی این موضوعات در انتهای فیلم در یک نقطه واحد که همان هدف فیلمساز و فیلمنامه نویس می باشد به هم می رسند. نوشتن چنین فیلمنامه هایی بسیار مشکل می باشد به خصوص در آمریکا و شرایط حاکم بر آن ، گیگان سعی کرده است با نوشتن فیلمنامه ای بیطرفانه قسمتی از مسائل پشت پرده نفت ، قاچاق اسلحه و تا حدودی شرایط حاکم بر سازمان سیا را مورد برسی قرار دهد ، حال سوال مهم این است که این فیلم تا چه اندازه توانسته است بی طرف عمل کند ؟ به نظر بنده در این امر زیاد موفق نبوده و خواسته یا نا خواسته فیلم گاهی در مسیری قرار می گیرد که بر ضد اسلام و جوامع عرب می باشد . مثلا در همان صحنه ابتدایی در پارتی ایران جوان ایرانی که قرار است در سکانس بعدی به همراه جورج کلونی در یکی از خیابانهای تهران بمب گذاری کنند وقتی از وی جورج کلونی ( مامور سیا ) سوال می کند کی برای بمب گذاری اقدام کنیم آن جوان در حال که در یک دست مشروب دارد و دست دیگر خود را بر گردن دختری انداخته است به جورج پاسخ می دهد بعد از نماز برویم که البته این حقیقتی است که در جامعه ما تا حدودی وجود دارد ولی منظور از مطرح کردن این قیضیه این است که فیلم نمی تواند 100 درصد ادعای بی طرفی داشته باشد . یا در همان ابتدای فیلم ما می بینیم که آرم کمپانی برادران وارنر با صدای اذان بر روی تصویر آشکار می شود . البته شایان ذکر است که مسائل کلی که فیلم مد نظر خود از نگاه بیننده عام دارد بسیار بی طرفانه و در پاره ای از مواقع ضد سیاستهای دولتمردان آمریکایی می باشد . مانند وضعیت یک مامور سیا با سابقه بسیار درخشان در این سازمان که در انتهای فیلم در بازی که خود سیاستمداران امریکایی آغاز نموده اند کشته می شود . حال شما اگر به یک خط آخر نوشته من بنگرید با یک فیلم ضد آمریکایی مواجه می شوید ولی باید به این نکته توجه داشت که آیا این بازی سیاستمداران آمریکایی ریشه در نقشه های پلید یهودیان دارد یا در مسلمانان سوریه که نمادی از جامعه اسلام و عرب میباشند مطمئنا سوریه زیرا ما نقشه قتل پسر بزرگ امیر سوریه را که نقش انسانی پاک و درستکار را دارد، می بینیم که از ناحیه برادر کوچکتر خود که صاحب مراکز فساد یک کشور اسلامی است کشیده میشود که پدر این دو برادر که امیر سوریه است در این قتل شریک است ، و در انتهای فیلم هم که میبینیم یک جوان عرب به خاطر سیاستهای غلط یک شرکت نفتی آمریکایی با یک بمب به کشتی این شرکت نفتی حمله می کند و خودش و آن کشتی را منفجر می سازد به نظر شما بعد از قضیه 11 سپتامبر آیا این سکانس پایانی عمل غلط این شرکت نفتی را توجیه می کند ؟ اگر در نگاه اول به واکنش این کارگر جوان عربی بنگریم می تواند انتقامی زیبا باشد به شرط آنکه این فیلم در جامعه ای ساخته شود که 11 سپتامبری وجود نداشته باشد زیرا این پایان بندی در فیلم به این را میگوید که اولا اعمال تروریستی در جامعه امریکا از دل اعراب و مسلمانان بیرون می آید و آغاز می شود و ثانیا دلیل این رفتار مسلمانان به خاطر عقده های شخصی آنها می باشد . فکر میکنم که ادعا خود را در مورد محتوای نام این فیلم تا حدی ثابت کرده باشم.
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 9:27 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رونق پارتی های ایرانی با حضور جرج کلونی
مطلب جدیدی که امروز تو وبلاگ قرار می دم ترجمه ای است درباره ی فیلم سیریانا که اختصاصا برای قرار گرفتن در وبلاگ آماده شده و قبلاٌ جایی چاپش نکردم. نویسنده ی مقاله جیمز برندینلی که حتماٌ معرف حضور هست تو این مطلب مثل خیلی از منتقدهای دیگه به جوانب سیاسی سیریانا توجه بیشتری کرده. کمتر دیدم تو این مدت کسی درباره ی «خود» فیلم مطلب به درد بخوری نوشته باشه و همه منتقدا و نویسنده های سینمایی به همین جوانب سیاسی سرگرم بودند. سیریانا فیلم فوق العاده نیست اما خب تا حدی قابل تامله و خوشبختانه یا متاسفانه شلوغی های این سال های خاورمیانه خیلی به مطرح شد نش کمک کرده. با اینکه دیگه حرف و حدیث های در مورد فیلم کمتر به گوش می رسه اما بدم نمی یاد یه وقتی بشینم یه مطلب درست و حسابی در مورد «خود» فیلم بنویسم. تا چی پیش بیاد!
نمیتوان در میان فیلمهای اکران شده در سال 2005 فیلمی مانند سیریانا یافت که تا این حد نسبت به سیاستهای جهانی بدبین باشد و آنها را مورد انتقاد قرار دهد؛ و جالب اینکه در جهانی که زمینههای چنین بدبینیهایی هر روز فزونی مییابد همیشه تعداد کمی از این فیلمها یافت میشود. سیریانا برای به تصویر کشیدن این نوع نگاه خود هیچ امتیازی برای مخاطبان عجول و بی دقت امروزی قائل نشده و با بنا نهادن داستانی پیچیده و متراکم به نوعی در مقابل گرایش ساده سازی سیستم هالیوود قرار گرفته است. حتی این پیچیدگی تا آن حد پیش رفته که تا 45 دقیقهی ابتدایی فیلم هیچ سرنخی برای ربط اجزای داستانیاش به مخاطب ارائه نمیدهد و از تمام 126 دقیقه زمان خود برای به سرانجام رساندن داستانهای چندگانهی خود استفاده میکند. برای پی بردن به ارتباط واقعی میان صنعت تسلیحاتی جهان و نیروهایی که از این صنعت استفاده میکنند ناچار از توجه به مجموعه نیروهای نظامی – صنعتی ویژهای هستیم که اغلب حلقهی گمشدهی چنین روابطی هستند. باور عمومی بر این است که ارتش آمریکا برای محافظت از انبوه شرکتهای آمریکایی و دستیابی به اقتصادی پویا به سمت چنین تسلیحاتی آنهم از نوع پیشرفته و مدرن میرود. اما واقعیت همانطور که استیون گگان در سیریانا به تصویر کشیده بسیار پیچیدهترو در عین حال خطرناکتر از این برداشت ظاهری است. سیریانا در پی اثبات این نکته است که تنها عامل وضعیت موجود حرص و طمع صاحبان قدرت برای حفظ موقعیت ویژه و منحصر به فرد خود در صنعت نفت است و تمامی آنها با توجه به همین نکته سیاستها و خط مشی خود را در تعامل با دیگر کشورها تدوین میکنند؛ و در این روند آنچه همیشه به دست فراموشی سپرده میشود همانا منافع مردم آن کشور است که با توجه به موقتی بودن دورهی حکومت حکمرانان و منفعت طلبی آنها کاملاً توجیه پذیر است. در نتیجهی آنها برای دستیابی به اهداف شخصی خود از هیچ اقدامی فرونمیگذارند و به همین دلیل هر از گاه به سمت مخفی کاری، اعمال خلاف قانون و فریب رأی دهندگان میروند. جالب اینکه در این مسئله هیچ تفاوتی بین جمهوری خواهان امریکایی و دموکراتها وجود ندارد و هر دو گروه از همین سیاست کهنه و در عین حال پایدار تبعیت می کنند. سیریانا هم با توجه به همین نکات داستان خود را پیش برده و در نهایت به این نتیجه رسیده است که برای زندگی در جهان سیاسی امروز ناچار از تن دادن به شرایط موجود هستیم. داستان فیلم از کتابی با نام شری نمیبینیم نوشته رابرت بائر مأمور سابق برنامهی جنگ علیه تروریسم سیا در خاورمیانه اقتباس شده است. گگان به عنوان کارگردان و نویسندهی فیلم از این کتاب تنها به عنوان منبع الهام خود استفاده کرده و بیشتر ماجراهای داستانی خود را با تحقیقات شخصیاش از مدارک موجود پی ریزی کرده است. همینطوراز طریق ملاقاتهای حضوریاش با افراد بانفوذ در خاورمیانه و آمریکا. وی در فیلم خود تا جایی که میتوانسته از نام بردن نام مکانها و اشخاص صرف نظر کرده و بیشتر به سمت موقعیتهای فرضی در بستری که نزدیکی بسیاری با واقعیت دارد رفته است. اما با تمام اینها گگان باز هم نتوانسته دیدگاه خود را در پایان فیلم به موقعیت مشخصی برساند و محتوای فیلم را بین همان بدبینی ابتدایی و واقع بینی سیاسی معلق نگه میدارد. درست است که یافتن پاسخی قاطع برای این سئوال چندان آسان نیست اما شواهد نشان میدهد که گگان خود هم برای به پایان بردن فیلمش به محافظهکاری سیاسی دچار شده و از رسیدن به نتیجهی مشخص پرهیز کرده است. خط داستانی چند لایهی فیلم باعث میشود نتوان مرز مشخصی بین اجزای مختلف آن قائل شد و بهتر است همگی آنها را در کنار هم در مجموعهی کلی فیلم در نظر بگیریم. لایهی اول مربوط به همان مأمور کهنه کار سیا با نام باب بارنز (جرج کلونی) است که در حین اجرای یکی از مأموریتهایش در خاور میانه از کافرمایان خود در سیا رودست میخورد و بعد از دستگیری و تحمل شکنجههای طاقت فرسا به کمک افراد حزب الله آزاد میشود. در لایهی دوم با دو شرکت آمریکایی عظیم نفتی به نامهای کانکس و کیلن آشنا میشویم که هر دو به عنوان رقیب در بازار نفتی جهان رقابت میکنند. قضیه از این قرار است که کیلن (شرکت کوچکتر) توانسته حقوق حفاری در قزاقستان را برای خود به دست بیاورد و از این طریق قصد دارد بر رقیب خود پیشی بگیرد. به همین خاطر کانکس سعی میکند از طریق وکیل خود بحث ادغام دو شرکت را مطرح کند تا زمینهی قدرت گرفتن رقیبش را از بین ببرد. از سوی دیگر در لایهی سوم داستان به شاهزاده نصیر پرداخته میشود که قرار است در یکی از کشورهای فرضی خلیج فارس به قدرت برسد و سیاستهای اصلاح طلبانهی خود را به اجرا گذارد. وی که مخالف حضور بیش از حد آمریکاییان در کشورش است تصمیم دارد با تکیه بر نفت کشورش استقلال نسبیای را در این حیطه برای کشورش کب کند و همین امر چهرهای منفور از وی نزد صاحبان اصلی قدرت ساخته است. این سه لایه اصلی در کنار لایههای فرعی دیگر همان داستان پیچیدهای را تشکیل میدهند که مخاطبان برای پی بردن به جزئیات آنها در فیلم احتیاج به دقت و تمرکز بیشتری دارد. ساختار روایی سیریانا شباهت بسیاری با فیلم قاچاق استیون سودربرگ دارد که به دلیل نگارش فیلمنامهی هر دو فیلم توسط خود گگان کاملاً طبیعی مینماید. هر دو فیلم مقدمهچینی نسبتاً طولانیای دارند و از شخصیتهای متعددی استفاده کردهاند که به تدریج وارد داستان میشوند. اما گگان برخلاف سودربرگ که در ساخت فیلم خود تأثیر زیادی داشته و علاوه بر فیلمبردار تهیه کنندهی اجرایی فیلم نیز بوده است، چندان خود را درگیر چنین مسائلی نکرده است و به همین دلیل نتیجهی نهایی وی به اصول سنتی داستانگویی وفاداری بیشتری دارد. باریگران فیلم نیز مجموعهای از بازیگران رده بالای جهان و چهرههای شناخته شدهای هستند که اتفاقاً بازی همگی آنها تا حد زیادی قابل قبول است. برخی از آنها مانند مت دیمون و آماندا پیت که سابقهی درخشانی هم ندارند استثناءاً در این فیلم خوش درخشیده و شخصیتهای ماندگاری خلق کردهاند. البته مسلم است کسانی مانند جرج کلونی،جفری رایت و الکساندر سیدینگ از تمام جهات نسبت به بقیه برتری دارند و حتی اگر آکادمی اسکار هم به آنها توجهی نشان ندهد از طرف مخاطبان با استقبال زیادی مواجه میشوند. در این میان کلونی با چهرهای متفاوت و اضافه وزنی 35 پوندی بازی به مراتب قاب قبولتری ارائه داده است و حتی با اینکه نمیتوان عنوان شخصیت اول فیلم وی را به وی اطلاق کرد اما بازی تأثیرگذارش در عین حال بازی دیگران بازیگران را تحت تأثیر قرار داده است. بازی سرد و بی احساس رایت هم با در نظر گرفتن شخصیت وی در فیلم که تا لحظات پایانی به تکامل نمیرسد خوب از آب درآمده است و به دل مینشیند. بازی سیدینگ هم که قبلاً در سریال تلویزیونی کوچ ستاره و همچنین فیلم امپراطوری بهشت ریدلی اسکات با وی آشنا شده بودیم از شخصیت شاهزاده نصیر عرب زبان چهرهای کاریزماتیک و مصمم ساخته که به درستی لازمهی چنین نقشی بوده است. بازیگران دیگری همچون کریس کوپر و کیستوفر پلامر و ویلیام هارت با اینکه نقشهای کوچکتری در فیلم به عهده دارند، نقشهای به یادماندنی و مهمی در ساختار کلی فیلم ایفا کردهاند. برخی سیریانا را اولین فیلمی میدانند که جرئت یافته است تا این حد به حقایق جهان سیاست در مواجهه با نفت، پول و قدرت نزدیک شود؛ اما در مقابل عدهای هم آن را نوعی جوسازی لیبرالخواهانه میدانند که در پی توجیه حضور امریکاییان در خاور میانه است. با تمام اینها نمیتوان از این نکته غافل شد که این فیلم قدم در مسیری گذاشته است که به دلیل ویژگیهای خاصش بسیار جذاب و تحسین برانگیز مینماید؛ مسیری که پانزده سال پیش الیور استون با فیلم موفق خود جی اف کی آن را تجربه کرده بود./ نوشته: جیمز برندینلی ترجمه: یحیی نطنزی برگرفته از : http://thirdman.blogfa.com
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 12:39 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نکاتی در مورد ساختار فیلم سیریانا :
باب را به هنگام صحبت کردن با یک آیت اللاه در لبنان می بینیم که خوب عربی حرف زدنش مورد توجه این آیت اللاه قرار می گیرد. درباره موسیقی متن سیریانا باید بگویم که این فیلم چندان از موسیقی بهره نبرده است. سکانس ابتدایی فیلم که نوعی فیلمبرداری مستند گونه دارد جمعیت زیادی از اعراب را نشان می دهد که در تلاش برای سوار شدن بر یک اتوبوس هستند. برای کار در خلیج می روند... هیچ صدایی شنیده نمی شود انگار فقط سکوت است و تصویر اما موسیقی بسیار ملایم و حزن انگیزی در پس زمینه فیلم شنیده می شود همان موسیقی که در انتهای فیلم شنیده می شود جایی که پس ازافتتاحیه ی بهره برداری نفتی دو کمپانی کنکس و کیلن که به تازگی با هم متحد شده اند. دو جوان عرب سوار بر قایق موتوری در خلیج فارس دست به عملیات انتهاری می زنند. همان دو جوانی که بعد از نماز جماعت پای سخنرانی امام جماعتشان نشسته بودند و به دقت گوش می دادند که درباره اینکه چه تفکراتی و اعتقاداتی و حکومتی پیروز است سخن می گفت: "دین و حکومت جدایی ناپذیرند. دین و اقتصاد جدایی ناپذیرند.... این ها را که می گوید؟ قرآن... حکومت های لیبرال شکست خورده اند. حکومت های کمونیست شکست خورده اند..." شاید بشود گفت که موسیقی این فیلم در همین دو سکانس خلاصه می شود.صحنه پایانی که قایق به طرف کشتی در حرکت است بر خلاف هیجان موجود در تصویر , موسیقی همان موسیقی بسیار آرام و حزن انگیز ابتدایی است و این یک تضاد بین تصویر و صدا ایجاد می کند که ذهن بیننده را در عین دیدن خطر به آرامش هدایت می کند.شاید برای اینکه بیننده متوجه شود که این خطر(مرگ) به کجا منتهی می شود. و همین طور که بعد از این صحنه تصویر جوانی که عملیات انتهاری را انجام داد را از تلویزیون می بینیم که دوستانش مشغول تماشای فیلمی از او هستند که قبل از اقدامش تهیه کرده و در آن حرف هایش را زده:من را به سمت راست بخوابانید.ما از خاکیم و به خاک بر می گردیم همان خاکی که پس از این فرد دیگری از آن به وجود می آید ... سیریانا فیلمی با پیچیدگی های خاص سیاسی و اقتصادی است که گاقان کمی هم رنگ هنر به آن افزوده. درباره این فیلم سخن بسیار است. من فقط به یکی دو مورد اشاره کردم. از انجایی که فیلمی در سبک مورد علاقه من نبود بیش تر از این دربارش حرفی برای گفتن ندارم.
گوشه ای از مصاحبه ای با استفان گاقان:
در یک مصاحبه در سانفرانسیسکو گاقان درباره سیاست , هنر , دلال های مواد و نفت صحبت کرد.و همچنین درباره اینکه اگر فیلمنامه ای درباره تجربیاتش به هنگام تحقیق درباره "سایریانا" بنویسد چه طور با چیزی شبیه دکتر استرج لاو صدمه خواهد دید.تفکرات او درباره نفت , هرج و مرج , سیاست و هنر از درون او با یک بانگ تب آلود فریاد زده می شود که به خامی و پاکی و سوزانی منبعی است که سوخت فیلم او را تامین می کند. از گاقان خواسته شد تا کمی درباره مراحل ساخت فیلمش بگوید.سادربرگ تهیه کننده ی اجرایی سایریانا می گوید: روزی استیو گاقان به من گفت که نفت شکاف عمیقی در آموختگی دنیاست. من می دانستم که او راهی نوین برای پی گیری این ایده پیدا می کند. نفت شکاف است؟ کی همچین حرفی زده؟ اوه سوئ تفاهم شده! در واقع چیزی که من دربارش حرف می زدم نمونه ای از مصرف کننده-دلال است. و منظور من از این یک جمله خیالی و بیهوده نیست زیرا من در دوران طولانی مدت ۱۹ ساله تحقیقاتم درباره فیلم "ترافیک" تجربه بسیار کسب کردم. متوجه شدم که گاهی وقتی شما در خانه کسی هستید و ان فرد یک جنتلمن دلال مواد است یا می تواند یک گانگستر باشد اما در هر صورت اغلب چیزی در همه آنها مشترک است و آن اینکه آنها بچه دارند. این کودکان مشغول تماشای تلویزیون قاهر هستند کارتون یا مزخرفات دیگر. و در حال خوردن صبحانه هستند. به نظر می رسد دچار سوئ تغذیه اند. یک هفت تیر روی میز است-همیشه یک هفت تیر روی میز است- میز درهم م برهم است تلویزیون همچنان روشن است و شما به هفت تیر نگاه می کنید و کودکان در همین کنار هستند. می خواهید بگویید من این کتاب , کتاب خوب تربیت کودک اثر ماری هارتسل را دارم و می خواستم به شما بدهم چون فکر می کنم به دردتان بخورد... اما نمی گویید زیرا که این می تواند یک رمز نانوشته را بگشاید. و رمز نانوشته این است که آن مرد چیزی دارد که شما واقعا به ان نیاز دارید. در آمریکا و در غرب ما نمونه این ملت تولید کننده-مصرف کننده را داریم. ۵۰ سال از حفظ چند ضلعی شرایط کیو(quo) در خاورمیانه می گذرد. حالا موضوع چه تربیت کودک باشد چه ان یک رژیم مانع باشد , انهدام کردها , عرب همراه با زنان کفن پوش که ۱۰ فوت عقب تر از مردان راه می روند و .. باشد. اما ما هیچ اقدامی یا اعتراضی نمی کنیم. چرا؟ چون ملت تولید کننده همان چیزی را دارد که ما بهش نیاز داریم. من افراد زیادی را دیدم که می گفتند دنیا چه طور پیش می رود و بسیار هم متقاعد کننده بود. و یک ساعت بعد فرد دیگری را ملاقات می کنی که به شما می گوید که جهان چه طور عمل می کند و ان هم بسیار متقاعد کننده است. ولی مشکل اینجاست که دیدگاه هرکدامشان ۱۸۰ درجه با هم متفاوت است. آنها با خود می گوید که وقتی در حال گرفتن این تصمیمات مصالحه امیز اخلاقی هستند آن به واقع درباره خانواده انهاست زیرا که آنها زن و بچه هایی دارند که باید تامینشان کنند. این فقط انها نیستند: "خداوندا! اگر فقط خودم بودم سیستم را شستشو می دادم و ضدعفونی می کردم می توانستم همان کاری را انجام دهم که در باطنم احساس می کنم درست است . اما من خانواده ای دارم که باید یه انها فکر کنم." ـــ این مصاحبه خیلی طولانی بود من فقط خلاصه ای از قسمت اولش را نوشتم. اگر زیاد خوب ترجمه نشده بود به بزگی خودتون ببخشید. خیلی هول هولکی و سر سری ترجمه شد. + نوشته شده توسط ملیکا در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 و ساعت 0:32 برگرفته شده از : http://melika84.blogfa.com
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 12:3 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حاشیه فیلم سیریانا :
استیون گیگان كارگردان فیلم «سیریانا» به انتقاد از استیون سودربرگ پرداخت و اعلام كرد كه این تهیه كننده موجبات از بین رفتن فیلم وی را فراهم كرده است. «گیگان» گلایه كرد كه «استیون سودربرگ» در مقام تهیه كننده فیلم «سیریانا» اقدام به حذف ۲۴ دقیقه از فیلم كرده و این عمل باعث نازل شدن فیلم شده است. او در این مورد گفت: «من تمایل داشتم كه فیلم را در قالب یك اثر دو ساعت و ۲۴ دقیقه ای به نمایش درآورم اما سودربرگ تاكید داشت كه مدت زمان فیلم باید دو ساعت باشد. به نظر من ایده وی به هیچ وجه درست نبوده و باعث از بین رفتن فیلم شده است.» گیگان در ادامه صحبت هایش به انتقاد از موسسه سیاست گذاری و دفاع آمریكا پرداخت و گفت كه این گروه محافظه كار رابطه خوبی با فیلم تریلر سیاسی اش نداشته اند. او گفت: «آنها پس از گذشت ده دقیقه از نمایش فیلم سالن سینما را ترك كردند. در حال حاضر مشكلی كه فیلمسازان با دولت آمریكا دارند همین است. دولت تمایلی به یادگیری ندارد. افرادی كه در این دولت كار می كنند كسانی هستند كه تصویری از این دنیا دارند و این تصویر همیشه باید درست از كار درآید. آنها تمایلی به شنیدن انتقاد و قضاوت دیگران ندارند. یكی از دلایلی كه وضعیت كشور این گونه است در این امر خلاصه می شود. «سیریانا» كه بر اساس كتاب رابرت بایر جلو دوربین رفت، موضوعاتی چون نفت، سیاست های جهانی و روابط حاكم بر سازمان اطلاعات آمریكا را در محوریت دارد. مت دیمون در این اثر نقش مرد آمریكایی را برعهده دارد كه در زمینه خرید و فروش نفت در خاورمیانه به فعالیت می پردازد و جورج كلونی هم در نقش مامور سیا ظاهر شده است. یک فیلمنامه نویس فرانسوی با تنظیم شکایتی علیه استودیو برادران وارنر مدعی شد فیلم "سیریانا" برگرفته از فیلمنامهای است که او سال ها پیش به رشته تحریر درآورده است.استفانی ورنوت، فیلمنامه نویس فرانسوی ساکن اردن، ادعا کرد که استودیو برادران وارنر با همکاری استودیو تولید فیلم جورج کلونی اقدام به ساخت فیلمی کرده که نه تنها ایده آن بلکه تمامی صحنه ها و کاراکترها برگرفته از فیلمنامه وی است.وکیل این فیلمنامه نویس با اعلام مطلب فوق تصریح کرد که بررسی این پرونده روز دوشنبه در دادگاه عالی پاریس آغاز می شود و طی آن ورنوت تقاضای غرامت ۲ میلیون یورویی کرده است. مدیران استودیو برادران وارنر در فرانسه تصریح کردند که از این ادعا اطلاع دارند اما صحت آن را رد کردند. فیلمنامه نویس فرانسوی عنوان کرد که فیلم را به تازگی به پیشنهاد یکی از دوستانش دیده و زمانی که دریافته حداقل ۲۰ صحنه از فیلم برگرفته از فیلمنامه وی است و شباهت بسیاری میان شخصیت ها و نحوه پرورش آنها در فیلم وجود دارد، کاملاً شوکه شده است.وی اعلام کرد که ازسال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ روی فیلمنامه ای تحت عنوان "غفلت" کار کرده و این فیلمنامه در دپارتمان دفاع از حقوق مولف فرانسه به ثبت رسیده است.جورج کلونی ماه گذشته به پاس ایفای نقش در این فیلم تندیس اسکار بهترین هنرپیشه مرد در نقش مکمل را دریافت کرد. این در حالی است که استفن گاگان، کارگردان و نویسنده این اثر، نیز در رشته بهترین فیلمنامه نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود. برگرفته شده از :http://www.aftab.ir دادگاه پاریس روز گذشته رای خود را در پروندهای که در آن یک فیلمنامهنویس فرانسوی ادعا کرده بود هالیوود فیلمنامه فیلم "سیریانا"را از وی دزدیده، صادر کرد. به گزارش خبرگزاری "مهر"، استفانی ورنوت کارشناس 37 ساله استراتژی بین الملل در صنعت نفت ادعا کره که استودیوهای برادران وارنر، سکشن ایت به مدیریت استیون اسپیلبرگ و جورج کلونی به عنوان تهیه کنندگان فیلم "سیریانا" فیلمنامه ای را که وی به نام "غفلت" نوشته بود، سرقت کرده اند. او به سبب این سرقت ادبی تقاضای غرامت دو میلیون یورویی (دو و نیم میلیون دلاری) کرده است. جورج کلونی که سال گذشته تندیس اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل را به پاس ایفای نقش در این فیلم دریافت کرد، تاکید دارد که این فیلم برگرفته از زندگینامه رابرت بایر، افسر سیا ساخته شده است. در جلسه رسیدگی به این پرونده که روز 29 می برگزار شد، وکلای شرکت های فیلمسازی برادران وارنر و سکشن ایت اتهام سرقت ادبی را تکذیب کردند. آنها عنوان کردند زمانی که شاکی فیلمنامه را در اکتبر 2004 در آمریکا به ثبت رسانده، مراحل تولید فیلم در جریان بوده است. اما جاسنا استارک، وکیل این زن فرانسوی، استدلال می کند که استفن گاگان که در مقام فیلمنامه نویس این اثر نیز حضور دارد نمی توانسته داستان را به رشته تحریر درآورد، چرا که مانند ورنوت پیرامون دنیای پیچیده سیاست و نفت مطلع نیست. استارک در این مورد می گوید: "این نخستین بار نیست که آمریکایی ها ایده های ما را دزدیده و نظام داوری فرانسه را تحقیر کرده اند." برگرفته شده از: خبرگزاری مهر ( http://207.97.215.42/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=341725 )
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 21:17 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاهی بر فیلم سیریانا ساخته استیون گیگان :
در جهان سینما فیلمهای بیشماری در طول یک سال ساخته میشن که هر کدوم از جنبه هایی دارای ویژگی هایی خاص خودشون هستن . تعدادی دارای کارگردانی خوب هستن ، بخشی از فیلمنامه و داستان خوبی برخوردارن ، عده ای بازی های در خوری رو در خودشون دارن و عده دیگری هم از نظر جلوه های بصری قابل اعتنا هستن . و البته شمار زیادی از فیلمها هم هیچ نکته و وجهی رو در خود ندارن!. فیلمی رو که امروز میخوام در موردش حرف بزنم تقریبا همه این ویژگی ها رو در خودش داره . .............................................................................................................. درام سیاسی سیریانا در سال ۲۰۰۵ و در طول زمانی ۱۲۶دقیقه ، توسط استیون گیگان نوشته و کارگردانی شده . جرج کلونی ، مت دیمون ، جفری رایت ، کریس کوپر و ویلیام هارت در این فیلم به ایفای نقش پرداختن و استیون سودربرگ به عنوان تهیه کننده اجرایی با این اثر همکاری داشته . فیلم از یک داستان پیچیده و تو در تو برخور داره که تماشاچی به راحتی و با یک بار دیدن نمیوته به تمام زوایاش پی ببره . ما در این فیلم با شرکت های بزرگ نفتی ، نقش سیاست مدارهای بزرگ در اداره اونها و توطئه های پشت پرده جهان سیاست آشنا میشیم . اینکه چه جور منافع قدرتمندان و امپریالیست جهانی با سرنوشت خاورمیانه و حکومت هاش در هم تنیده شده و اونها واسه رسیدن به اهدافشون از هیچ عملی فرو گذاری نمی کنن . استیون گیگان که قبلا در فیلم تحسین شده "قاچاق" ساخته سودربرگ به عنوان نویسنده حضور داشته ، سعی کرده از همون شیوه روایی مورد استفاده در اون اثر ، در فیلم خودش هم بهره ببره . شیوه ای که فیلم و داستان رو به چند قسمت موازی تقسیم میکنه ، پیش میبره و در پایان به هم متصل میکنه . گیگان که خودش رو به عنوان یک فیلمنامه نویس موفق تثبیت کرده ، در این فیلم هنر کارگردانیش رو هم به رخ کشیده و تونسته به خوبی وجوه افشاگرانه و هیجان انگیز فیلم رو در بیاره و کنار هم بزاره . اما برگ برنده و نقطه قوت این فیلم (در کنار سایر اجزاء ) بازی خیره کننده و استثنایی جرج کلونی در نقش یک مامور سازمان سیا ست . بازیی که اسکار نقش مکمل مرد سال رو واسش به ارمغان آورد و ستایش همگان رو برانگیخت . اون موفق میشه به نحو احسن نمایشی رو داشته باشه از مردی که پی برده در تمام طول خدمتش فقط یک وسیله و ابزار صرف بوده و حالا که به بازنشستگی رسیده یک مزاحم بیشتر نیست . کلونی به خوبی از اجزای بدن ، صورتش و خصوصا چشم هاش استفاده میکنه تا تنهایی و درماندگی باب بارنز رو به ما نشون بده . و البته گریم خاص روی چهرش هم کمک زیادی رو کرده واسه بهتر در آوردن این نقش . اگه میخواید شاهد یکی از بهترین نقش آفرینی های سالهای اخیر باشید ، این فیلم رو از دست ندید . + نگاشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 11:42 به قلم جواد نعیم وفا . برگرفته شده توشط سروش از : http://www.kolbeye30nema.blogfa.com
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 19:23 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر به دنبال یک فیلم سرگرمکننده هستید که هضم و جذبش آسان باشد و بشود در آخر شب پس از کار روزانه آن را دید و تجدید قوا کرد ، فیلم سیریانا ، فیلم مناسبی برایتان نیست. خوب برویم سراغ فیلم : فیلم با صدای اذان و اللهاکبر و نمایی از کارگران پاکستانی در یک شهر فرضی عربی کناره خلیج فارس شروع میشود ، در کمال تعجب صحنه بعدی فیلم متعلق به تهران و یک پارتی است و شما جورج کلونی را میبینید که در یک پارتی در تهران شرکت کرده است. در ادامه جورج کلونی در یک بمبگذاری در تهران مشارکت میکند.این قسمتها در لوسانجلس فیلمبرداری شدهاند و از بازیگران ایرانی در آنها استفاده شده است. اینها سکانسهایی هستند که در مجلات سینمایی و حتی سایتها و وبلاگها به آنها اشاره نشده است! فیلم سیریانا ، فیلمی است پازلگونه و پر از کاراکترهای مختلف و روابط متعدد . اعتراف میکنم تا آخر فیلم برای اینکه سررشته حوادث از دستم خارج نشود ، زحمت زیادی متحمل شدم! فیلم را استیون گیگان نوشته و کارگردانی کرده است.فیلمنامه بر اساس کتابی به نام "شری نمیبینم" نوشته شده است. گیگان نویسنده فیلم ترافیک هم بوده است. از هنرپیشههای مشهور فیلم جورج کلونی ،مت دیمون و آماندا پیت را میتوان نام برد. فیلم کلا درباره فساد و بازیهای پشت پرده صنعت نفت جهانی است . ولی نوع پرداخت فیلم وقایعنگارانه است و نه قضاوتگرانه ، به عبارت دیگر فیلم قضاوت را به تماشاگر سپرده و خود هیئت منصفه تشکیل نداده است ، گرچه با توجه به بینش و علایق خود در حین تماشای این فیلم حتما موضعگیری خواهید کرد ولی فیلم نگاهی سیاه و سفید به کاراکترها و وقایع ندارد ، نه خوب مطلق درست کرده و نه شر مطلق آفریده. همیشه فیلمهایی از این دست را پسندیدهام. گویا بعد از ساخته شدت و اکران فیلم ، مخالفتهایی هم با آن در آمریکا و غرب انجام شده است. جورج کلونی در مقام پاسخ جمله جالبی گفته:"اگر به دلیل مخالفت با سیاستهای آمریکا به من لقب خائن دادهاند به این لقب افتخار میکنم ، زیرا میخواهم در جبهه حق تاریخ باشم." گرچه فیلم نگاه جانبگرانه نداشته ولی داشتن همین نگاه بیطرفانه در هالیوود چیز مرسوم و معمولی نیست. اگر بخواهم به بعضی از شخصیتهای اصلی این فیلم بپردازم میتوانم به این موارد اشاره کنم: کارگران پاکستانی که باید در شرایطی غیرانسانی در یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کار کنند ، عوامل واشنگتننشین سیاستگذار ، دو شاهزاده عرب یکی روشنفکر و رفورمیست ودیگری خوشگذران ، شرکتهای نفتی چینی و آمریکایی ، مت دیمون در نقش یک کارشناس نفتی خبره ، جورج کلونی بازیگری که 15 کیلوگرم برای ایفای نقش وزن در عرض یک ماه وزن اضافه کرده در نقش یک مأمور سیا و... میبینید که تعدد شخصیت زیادی در این فیلم داریم و حوادث لزوما به ترتیب چیده نشدهاند. میگویند که شاهزاده عرب روشنفکر در این فیلم کنایهای است از "رفیق حریری" ، البته به نظر میرسد نویسنده فیلمنامه چندان تعمدی در این مطلب نداشته است. به هر حال اگر میخواهید یک فیلم افشاگرانه سیاسی از نوعی متفاوت ببینید ، این فیلم را از دست ندهید و توصیه دیگرم این است که شکیبایی خود را تا اواخر فیلم صبر کنید و فکر نکنید تنها شما هستید که از تعدد حوادث و شخصیتهای این فیلم و سرراست نبودنش خسته میشوید. برگرفته از: http://www.1pezeshk.com/
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:28 توسط سروش
|
|
|||||
|
|||||